تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آتانى الكتاب و جعلنى نبيّا ، و يحيى را گويد : و آتيناه الحكم صبيّا ؛ يعنى النبوّة ، چرا نشايد كه على نه ساله يا ده ساله « 1 » و بروايتى دوازده ساله مؤمن باشد و ايمان او بموقع قبول باشد و نيز اتّفاق است كه على جز يك بار ايمان نياورد اگر آن را موقعى نبود چون بديگر بار و ديگر وقت آن را تداركى نكرد او خود مؤمن نبوده باشد چه در حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله و چه بعد از وفات رسول صلّى اللّه عليه و آله و قتل عثمان ؛ اين روا ندارد الّا كافر بدبختى پس معلوم شد كه ايمان او بموقع قبول بوده باشد و او بر مهاجران سابق بوده است در ايمان « 2 » و امّا سابقان انصار چنان كه در اخبار آمده است اهل بيعت بودند بر عقبهء بيعت اوّل و ايشان هفت كس بودند و بر بيعت دويم در عقبه هم هفتاد كس بودند و او آنگاه بود كه ابو زراره مصعب بن عمير بنزديك ايشان رفت و ايشان را قرآن آموخت و او اوّلين كسى بود كه در مدينه نماز جماعت كرد و او صاحب رايت رسول صلّى اللّه عليه و آله بود روز احد ، چون مردم بهزيمت شدند او با رسول صلّى اللّه عليه و آله مقام كرد تا شهيد شد و رسول صلّى اللّه عليه و آله در حقّ او گفت : من شريفتر ازو مردى نديدم ، او را بمكّه ديدم دو برد قيمتى پوشيده ، و نعلينى در پا كرده شراكش از از ، و دو غلام بر راست وى و دو بر چپ وى ، هر يكى قعبى « 3 » از حيس « 4 » در دست گرفته و مردمان را مىدادند « 5 » و او آن بود كه خداى تعالى در حقّ او گفت : « و امّا من خاف مقام
هامش
( 1 ) مناسب مقام است آنچه گفته‌اند :« جوان پر هنر بينى برو بر سال او مشمر * كه ده ساله هنرور به ز پنجه ساله گاو و خر »« ترا از علم ميگويم تو پيرى پيش من آرى * اگر پيرى هنر بودى شدى ابليس پيغمبر »( 2 ) در بعضى نسخ اين زيادت نيز هست « هر عاقل كه درين مقاله تأمل كند و تدبر نمايد بداند و حقيقت اين معنى او را معلوم كرد كه ايمان كسى كه در همه عمر طرفة العينى در خداى عاصى نشده با ايمان كسى كه مدت چهل سال در كفر و زندقه و بت پرستيدن گذرانيده برابر نيستز راه جهل بتقليد ديگرى مگرو * كه روز حشر نباشى بدين جهت تو معاف ». ( 3 ) در منتهى الارب گفته : « قعب بالفتح كاسهء مغاك بزرگ درشت يا مايل بكوچكى يا كاسهء هر يك كس را سير كند » . ( 4 ) در منتهى الارب گفته : « حيس بالفتح طعامى است و آن چنان باشد كه خرما را با روغن و پينو آميخته بشورانند و تخم خرما را از آن دور كنند و گاه عوض پينو پست ريزند » و در برهان قاطع گفته : « پينو با نون بر وزن ليمو كشگ باشد » . ( 5 ) در تفسير ابو الفتوح در اينجا اين عبارت نيز هست ( ج 2 ؛ ص 628 ، س 13 ) : « رسول را چون كسى چيزى از طوائف پيش آوردندى بهديه آن از براى مصعب بن عمير نگاهداشتى » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 119 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)