ايشان راضى شده است و ايشان نيز از خداى راضى شدهاند و از بهر ايشان بساخته است و بنهاده بهشتهائى كه در زير درختهاى آن جويهاى آب روان باشد و ايشان در آنجا جاويد و مقيم باشند و ايشان را ظفرى و رستگارى عظيم باشد ثعلبى امام اصحاب الحديث در تفسير آورده است كه : عمر خطاب اين آيت را چنين ميخواند كه :
[ و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الأنصار الّذين اتّبعوهم ] أبى كعب او را باز داد « 1 » و گفت كه : بگو
[ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ ]
عمر قول او نشنيد تا سه بار
[ وَ الْأَنْصارِ ]
بجرّ خواند [ الذين ] بى واو ابى كعب برو ردّ مىكرد ببار چهارم عمر را گفت : چرا از من نمىشنوى ؟ - و اللّه لقد قرأت على رسول اللّه
[ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ]
بخداى كه من بر پيغمبر خداى چنين خواندهام و توبه بقيع الغرقد قرط مىفروختى عمر گفت :
هامش
( 1 ) مراد اين است كه « الانصار » را مرفوع خواند و « الذين » را بدون عاطف و بعبارت ديگر جر مربوط به « الانصار » و سقوط حرف عطف مربوط به « الذين » است و نص عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 625 : س 30 ) :
« و روايت كردند كه بعضى صحابه روزى ميخواندند [ و الانصار الذين اتبعوهم باحسان ] برفع راء و حذف واو از[ وَ الَّذِينَ ]أبى رد كرد و خطا باز داد با قول أبى آمد[ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ]و آنان كه متابعت كردند و بر ره ايشان رفتند در ايمان و هجرت و نصرت و بر قرائت آنكس كه برفع خواند انصار از جملهء سابقان اولان نباشند و بقرائت آنكس كه بجر خواند انصار در اين جمله باشند و ثعلبى امام اصحاب حديث در تفسير خود آورد كه آن صحابى كه [ و الانصار ] خواند عمر خطاب بود ابى كعب گفت :[ وَ الْأَنْصارِ ]بجر بايد خواندن[ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ]واو او حذف نبايد كردن عمر قول او نمىشنيد و قبول نميكرد تا سه بار عمر بخواند [ و الانصار الذين اتبعوهم ] و أبى بگفت[ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ]بالجر و او ببار چهارم عمر را گفت : چرا از من نشنوى ؟ ! و اللّه لقد قرأت على رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله :[ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ ]و أنت تبيع القرط ببقيع الغرقد » در معجم البلدان گفته : « بقيع الغرقد بالغين المعجمة ؛ اصل البقيع فى اللغة الموضع الذى فيه اروم الشجر من ضروب شتى و به سمى بقيع الغرقد و الغرقد كبار العوسج ( الى آخره ) » و گويا مراد به « قرط » همانا ترهء معروف است ، در منتهى الارب گفته : « قرط بالكسر نوعى از گندنا كه كراث المائده نامندش » و بضم قاف معانى ديگرى دارد در هر صورت هر كه طالب تحقيق باشد خودش در اين موضوع خوض كند .