تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
باطن ايشان داند .

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 97 تا 99 ]

الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 97 ) وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 98 ) وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 99 ) حقّ سبحانه و تعالى مىگويد كه : عربانى كه نشو و نما و تربيت ايشان در بيابان و باديه باشد كفر و نفاق ايشان سخت‌تر و بيشتر باشد براى آنكه در ميان ايشان علما و دانندگان نباشند و با اهل علم اختلاطى ندارند كه از ايشان بشنوند و ياد گيرند و اين جماعت آنان اند كه پيرامن مدينه بودند از قبيلهء اسد و غطفان و ايشان در كفر و نفاق سخت‌تر بودند و ايشان سزاوارتر بودند و باشند به آنكه حدود و شرايع و احكام ندانند از آنكه در باديه بوده باشند و علما و فقها را ناديده باشند . آورده‌اند كه زيد بن صوحان را در كارزار يمامه دست چپش را بينداخته بودند روزى نشسته بود با جماعتى و اخبار و احاديث روايت مىكردند اعرابى بيامد و بنشست و گوش با حديث او كرد و گفت : إنّ حديثك ليعجبنى و إنّ يدك لتريبنى ، حديث تو مرا خوش مىآيد و ليكن دست تو مرا بتهمت مىاندازد گفت : چرا ؟ - گفت : مبادا كه بدزدى بريده باشند گفت : دزد را دست راست برند و اين دست چپ است اعرابى گفت : من اين ندانم كه راست برند يا چپ زيد گفت : صدق اللّه حيث يقول :
[ الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ ]
اعراب اوليتراند به آنكه حدود و احكام شرع ندانند و خداى تعالى عالم است باحوال ايشان و حكيم است در اجراء احكام بر ايشان ، آنگه حق تعالى اعراب را دو قسمت كرد بعضى را گفت : آنانند كه آنچه نفقه ميكنند در سبيل خداى غرم و تاوان مىدانند و چشم مىدارند بشما رسيدن واقعه‌ها و حادثه‌ها و گردشهاى روزگار بد ، و مىنگرند تا