رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ]
مىگويد كه : آمدند بنزديك رسول خداى كسانى كه عذر خواهندگان و تقصير كنندگان بودند و ايشان را عذرى نبود مىخواستند تا ايشان را دستورى دهد در ناآمدن بجهاد با وى حسن گفت : عذر ايشان همه بدروغ بود امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : المعاذير اكثرها اكاذيب ، يعنى عذرها بيشتر دروغ باشد و اينان رهط عامر بن الطفيل بودند روز غزات تبوك آمدند و گفتند : يا رسول اللّه اگر ما با تو بيائيم اعراب طىّ قبيلهء ما را و زنان و فرزندان ما را تعرّض رسانند ما را دستورى ده تا مقام كنيم رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : خداى تعالى مرا از اخبار و اسرار شما خبر داده است قد نبّأنا اللّه من أخباركم ، ايشان چنين گفتند و عذر اين آوردند و كسانى كه ايشان با خدا و رسول خدا دروغ گفتند يعنى منافقان كه كفر در باطن داشتند و در ظاهر ايمان داشتند محمد بن اسحاق گفت كه : آيت در حقّ جماعتى آمد از بنى عفان بن حفاف بن انمار كه ايشان خويشتن را بر رسول عرضه مىكردند و غرض ايشان آن بود كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله ايشان را دستورى دهد تا باز استند مىگفتند كه : ما بجهاد مىآئيم و در دل نداشتند و عاقبت وفا نكردند و بنشستند و بجهاد نرفتند خداى تعالى گفت : زود بود كه برسد بآنانكه ظلم كردند از ايشان يعنى كافران عذابى دردناك .
و از بهر آن [ منهم ] گفت كه : ايشان كه تخلّف كردند همه كافر نبودند بعضى كافر بودند و عذر بدروغ انگيختند و بعضى مؤمن بودند و ساز و برگ سفر و جهاد نداشتند تا لا جرم خداى ايشان را معذور داشت و گفت : نيست بر ضعيفانى كه قوّت ندارند ، و بيمارانى كه صحّت ندارند ، و كسانى كه نيابند آنچه نفقه كنند بر خويشتن و بىبرگ و ساز باشند حرجى و ننگى و بزهء چون نصيحت كنند خداى را و رسول را و عمل باخلاص كنند و بر محسنان و نيكوكاران هيچ راهى نيست يعنى هيچكس را با ايشان كار نيست ، و ملامت و مذمّت را با ايشان راهى نيست ، و خداى تعالى آمرزنده و مهربان است و نيز هيچ حرجى نيست بر آنكسانى كه پيش تو آمدند تا تو ايشان را بردارى يعنى بر چهار - پاى نشانى تا ايشان با تو بيايند و جان سپارى كنند و تو گفتى مر ايشان را كه : من هيچ