تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بساخت كه گوسفندش آنجا بودى نماز پيشين و ديگر « 1 » با رسول صلّى اللّه عليه و آله كردى و نماز بامداد و شام و خفتن بنزديك گوسفندان كردى چون زيادتر شد از آنجا برفت و واديى بود بس بزرگ از مدينه دور ، به آن جا رفت و جائى ساخت و از پنج نماز گزاردن با رسول صلّى اللّه عليه و آله باز ماند ، روز آدينه آمدى و نماز آدينه به مسجد آوردى چون مالش بيشتر شد از نماز آدينه نيز باز ماند و آنجا مقيم شد و اگر كسى از آنجا بگذشتى احوال مدينه ازو پرسيدى رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : ثعلبه چه كرد ؟ - گفتند : يا رسول اللّه چندان گوسفند دارد كه در هيچ واديى نمىگنجد بفلان وادى رفته است و آنجا جاى ساخته است و مقام كرده ، رسول صلّى اللّه عليه و آله مردى را از جهينه بخواند و يكى را از بنى سليم و از براى ايشان احكام و اسنان صدقه بفرمود نوشتند و گفت : برويد از ثعلبه حقّ خداى تعالى بستانيد و بفلان مرد سليمى رويد و او شتر بسيار دارد و ازو نيز زكات بستانيد . ايشان بيامدند و نامهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بر ثعلبه خواندند و ازو زكات خواستند او گفت : اين جزيت است برويد به جائى ديگر تا من راى زنم و فكر كنم ، ايشان برفتند و پيش آن مرد سليمى رفتند و نامهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بر وى خواندند او گفت : سمعا و طاعة لأمر اللّه و حكم رسول اللّه ، آنگه در ميان اشتران رفت آنچه رسول صلّى اللّه عليه و آله نوشته بود از اسنان شتر بگزيد خيار و بهترين آن ، گفتند كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله ما را نفرموده خيار و بهتر بستانيم ، گفت : حاشا كه من جز خيار ندهم ، و گزيدهء مال بخداى و رسول خداى دهم ، ايشان آن را بستدند و بازآمدند بنزديك ثعلبه او ديگر باره همان مقالت گفت كه : اين مانند جزيت است برويد بجايهاى ديگر تا من راى خود درين معنى به‌بينم ، ايشان به پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمدند و اين حال گفتند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : يا ويح ثعلبه و سليمى را دعاى خير كرد و خداى تعالى در حقّ ثعلبه اين آيت فرستاد
[ وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ ]
الآية ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله بر صحابه برخواند يكى از خويشان ثعلبه حاضر بود برخاست و بنزديك ثعلبه آمد و گفت ، ويحك يا ثعلبة در حقّ تو آيت آمده است ثعلبه برخاست و پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه من صدقه بيارم چنان كه تو فرمائى رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : بعد از آنكه گفتى آنچه گفتى ، خداى
هامش
( 1 ) مراد به « نماز ديگر » نماز عصر است و گاهى به « نماز ديگر » از وقت عصر كنايه ميآورند .