يكى از جملهء ايشان گفت : خداى تعالى بر هيچ آدمى هيچ نفرستاد نه توراة بر موسى نه انجيل بر عيسى ، خداى تعالى اين آيات فرستاد و رسول راى صلّى اللّه عليه و آله گفت : بگوى اى محمّد كه : كتابى راى كه موسى آورد و شما از آن لاف ميزنيد كه در آن كتاب نور و روشنائى و هدايت و بيان است مردمان را ؛ كه فرستاده است ؟ - و شما آن راى كاغذها كردهايد يعنى آن را بر كاغذها مىنويسيد بعضى اظهار ميكنيد و بعضى پوشيده ميداريد و بيشتر آنست كه پوشيده ميداريد آنچه نعت و صفت و احوال و اوصاف من است تا مردمان بندانند و بمسلمانى راغب نشوند ، آنگه گفت مسلمانان راى بر سبيل منّت كه : بياموخت شما راى آنچه شما و پدران شما ندانستيد ، آنگه رسول راى گفت : اگر ايشان جواب ندهند تو جواب ده و بگوى : خداى فرستاد آن كتاب بر موسى ؛ آنگه رها كن ايشان راى تا در خوض و گفتا - گوى خود بازى ميكنند صورت امر است و مراد تهديدست ايشان راى يعنى ايشان راى با من رها كن كه من بحقّ ايشان برسم و گذر ايشان بر من است گو بكنيد آنچه خواهيد .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 92 ]
وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ ( 92 )
آنگه حقّ تعالى وصف كرد قرآن راى چون جهودان و مشركان آن را منكر شدند گفت : اين كتابى است كه ما آن را بفرستاديم كتابى مبارك با بركات و ثبات و او براست دارندهء كتب اوايل است از توراة و انجيل و زبور ؛ تا بترسانى به او اهل مكّه راى و آنان راى كه گرداگرد اواند و پيرامون اواند ، عبد اللّه عبّاس و قتاده گفتند : مراد به
[ مَنْ حَوْلَها ]
جملهء زمين است يعنى مكّه و آنچه گرد بر گرد اوست و چون مكّه در ميان زمين است همهء زمين گرد آن باشد و مكّه را أمّ القرى گفت : براى آنكه زمين از زير او بيرون آورد و براى آن مكّه را تخصيص كرد كه كعبه در آنجاست و آن مقصد عالميان است و اوّل شهرى كه مسكون شد آن بود و آدم آنجا فرود آمد ، آنگه گفت : آنان كه بقيامت ايمان دارند به اين كتاب ايمان آرند براى آنكه آنكس كه بقيامت ايمان دارد و ثواب و عقاب داند در ثواب راغب باشد و از عقاب بترسد نظر كند و انديشه كار بندد بداند كه