تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ايمان آوردند پيش و در عصر او و از پس اوليتر بود « 1 » آنگه گفت : ايشان آنانند كه خداى تعالى ايشان را هدايت كرد يعنى نبوّت و حكمت و كتاب داد تو كه محمّدى و قوم تو و امّت تو بهدايت ايشان اقتدا كنيد يعنى بر سيرت و طريقت و سداد و صلاح ايشان رويد ، و مراد شريعت نيست كه رسول ما صلّى اللّه عليه و آله در شرع متابع هيچ پيغمبرى نبود آنگه گفت : رسول را كه بگوى اين قوم را كه : من از شما برين عمل كه ميكنم از گزاردن رسالت و راه نمودن هيچ مزدى نميخواهم و مالى طمع نميدارم ؛ اينكه ميكنم و ميگويم جز براى تذكير و ياد دادن جهانيان نيست .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 91 ]

وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ( 91 ) مالك بن الّضيف مردى جهود بود بيامد و با رسول صلّى اللّه عليه و آله خصومت ميكرد و رسول صلّى اللّه عليه و آله او را گفت : بخداى بر تو سوگند مىدهم تو در توراة نمىيابى كه : انّ اللّه يبغض الحبر السّمين ، خداى تعالى دشمن دارد عالم فربه را ، و او فربه بود و دعوى علم ميكرد ؛ او راى سخن رسول صلّى اللّه عليه و آله سخت آمد و در خشم شد گفت : و اللّه ما أنزل على بشر من شىء ، بخداى كه خداى تعالى بر هيچ آدمى هيچ چيزى نفرستاد از كتاب و وحى ، رسول عليه السّلام گفت : و لا على موسى ، و نه بر موسى ؟ - گفت : و نه بر موسى ، خداى تعالى اين آيات در شأن او بفرستاد و گفت : اين كافران و جهودان نشناختند خداى راى و ندانستند سزاى معرفتش ؛ يا اقرار نكردند خداى راى بقادرى ، يا تعظيم نكردند او راى حقّ تعظيم او ؛ چون گفتند : خداى تعالى بر هيچ آدمى هيچ چيز نفرستاد نه وحى و نه كتاب ، محمد بن اسحاق گفت : جمعى جهودان رسول راى صلّى اللّه عليه و آله گفتند : كتابى بيار ما راى از آسمان چنان كه موسى الواح آورد از نزديك خداى تعالى چنان كه خداى تعالى گفت :
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ
،
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) چنين است : « بعضى دگر گفتند : مراد جملهء مؤمنانند كه برسول ( ص ) ايمان آوردند پيش او و در عصر او و از پس او ، و اين اولىتر براى عمومش راى و كثرت فايده در او » .