تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بخداى تعلّق دارد حكم بر آن جز او را نيست حكم كند بحقّ و راستى و او نيكوترين حكم كنندگانست . و در آيت دليل است بر آنكه خداى تعالى قضا بكفر و معصيت نكند و آن برضا و قضاى او نباشد از بهر آنكه گفت كه : خداى تعالى قضا بحقّ كند و كفر و معصيت باطل است بايد كه به قضاى او نباشد آنگه گفت : بگوى اين كافران را كه . اگر آنچه شما به آن استعجال ميكنيد بدست من بودى و بنزديك من بودى بكردمى و ميان من و شما كار محكم‌تر و تمام شدى و از بلاى شما برستمى و ليكن بدست من نيست بفرمان خداى است و خداى تعالى عالمتر است بظالمان و احوال ايشان كه كرا تعجيل عذاب بايد كرد و كرا مهلت بايد داد و مصلحت بچه تعلّق دارد .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 59 ]

وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ ( 59 ) آنگه گفت : چگونه چنين نباشد كه هر چه در پردهء غيب است بعلم اوست و كليد آن بنزديك اوست و راه گشايش آن باعلام و اخبار اوست از وى توان شناخت و از وى به آن توسّل توان كرد به غير از وى كسى ديگر نداند براى آنكه هر كه عالم به علم باشد آنچه داند از طريقى داند و چون بغيب طريقى نباشد او را غيب نداند مفسّران خلاف كردند كه مراد به [ مفاتح الغيب ] چيست عبد اللّه عمر از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : آن پنج چيز است كه درين آيت است
« إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ »
( الى آخرها ) ضحاك و مقاتل گفتند كه : خزاين زمين است و علم نزول عذاب و آنكه كى مصلحت باشد و كى نباشد و كى تعجيل بايد كرد و كى مهلت بايد داد ، و گفته‌اند كه : احوال خلقان است از سعادت و شقاوت و عواقب اعمال و خواتم افعال و نيز داند آنچه در درياها و بيابانها است يعنى هر چه برترى و خشكى است و هر چه در آب است و در صحرا از جماد و حيوان علم آن بنزديك خداى است و هيچ برگ از درخت فرو نيفتد الّا كه خداى تعالى داند او را و علم او بدان محيط باشد عبد اللّه عباس گفت : هيچ درخت نيست در بحر و برّ الّا خداى تعالى را بر آن فرشتهء موكّل است و داند كه هر برگى كه