تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
جواب ده و بگوى كه : خدايست كه چنين است و او گواه است ميان من و شما و اين قرآن بر من وحى كرده‌اند و فرو فرستاده‌اند تا من شما را به آن بترسانم و نيز آنكس را كه قرآن به دو رسد يعنى اهل عصر خود را و آنان را كه از پس من باشند تا بدامن قيامت ، و در آيت دليل است بر آنكه اهل عصر رسول صلّى اللّه عليه و آله و آنان كه از پس ايشان باشند تا بدامن قيامت به قرآن مخاطبند و مكلّف اگرچه از روى ظاهر خطاب با اهل عصر رسول متوجّه است و رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : بلّغوا عنّى و لو آية ، برسانيد از من اگر همه آيتى باشد ، و هر كس كه يك آيت از قرآن به او رسد فرمان خداى به او رسيده باشد ، مجاهد را پرسيدند كه : كس هست كه دعوت رسول صلّى اللّه عليه و آله به او نرسيده باشد ؟ - گفت : هر كجا كه قرآن رسيده باشد دعوت رسول رسيده باشد ، محمد كعب گفت : هر كس كه : قرآن به او رسد همچنان باشد كه رسول را صلّى اللّه عليه و آله ديده و ازو شنيده آنگه خداى تعالى فرمود كه : آيا شما گواهى ميدهيد كه با خداى تعالى خدايان ديگراند ؟ - بگو اى محمّد كه : اگر شما اين گواهى ميدهيد من اين گواهى نميدهم و اين نميگويم ، بگوى كه : خداى تعالى يكى است و جز از وى خدائى نيست و من كه محمّدم بيزارم از آنچه شما آن را انباز خداى كرده‌ايد ، از اوّل سوره تا اينجا احتجاج است بر مشركان آنگاه از اينجا آغاز حديث اهل كتابست از جهودان و ترسايان ، گفت : آنان كه كتاب داده‌ايم ايشان را او را مىشناسند يعنى محمّد را صلّى اللّه عليه و آله بنام و نعت و صفت و نسبش چنان كه فرزندان خود را مىشناسند ، كلبى گفت : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله از مكّه بمدينه رفت عمر خطاب گفت : عبد اللّه سلام را پرسيدم كه تو رسول را صلّى اللّه عليه و آله چگونه شناسى ؟ - گفت : و اللّه كه او را چنان شناسم باسم و عين و صفتش كه پسر خود را و چون او را بديدم پنداشتى كه ديگر باره او را ديده‌ام از قوّت معرفت من او را ، چگونه نشناسم او را ؟ ! كه خداى تعالى در كتاب ما او را وصف كرده است بليغ ترين وصفى ، عمر گفت : صدق اللّه و صدق رسول اللّه وفّقك اللّه يابن سلام ، خداى تعالى همچنين فرستاده در كلام مجيد و اين آيت بر خواند ، آنگه خداى تعالى از كافران خبر داد و گفت : آنان كه ايشان زيان كردند نفس خود را ايمان نيارند ايشان .