[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 15 تا 17 ]
قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 15 ) مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ( 16 ) وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 17 )
بگوى اى محمّد كه : من مىترسم كه اگر در خداى عاصى شوم و نافرمانى كنم از عذاب روزى بزرگ كه آن روز قيامت است چون من با پايه و منزلت خود از عذاب آن روز ترسم شما اوليتر كه بترسيد هر كس كه در آن روز خداى تعالى عذاب ازو بگرداند بدرستى كه برو رحمت كرده بود و اين فوزى و نجاتى و ظفرى باشد او را بمراد خود روشن و ظاهر ، آنگه مشركان را تنبيه كرد بر غفلت ايشان از آنكه معبودان ايشان بر هيچ چيز از خير و شرّ و نفع و ضرّ قادرنهاند تا جملهء خيرات از او طلبند و از مكاره و بليّات پناه با او دهند گفت : اى محمّد اگر خداى تعالى به تو ضررى و آفتى و بيمارى و درويشى رساند آن را هيچكس از تو دفع نتواند كرد الّا او و اگر ترا خيرى رساند و منفعتى كس او را از آن منع نتواند كرد و او بر همه چيزى قادر است و توانا .
عبد اللّه عباس گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله را كسرى پارس استرى « 1 » فرستاده بود بهديّه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله بر آن استر « 2 » نشسته بود و مرا رديف كرده در راه با من نگريد و مرا گفت : اى غلام ، گفتم : لبّيك يا رسول اللّه گفت : احفظ اللّه يحفظك ، احفظ اللّه تجده امامك ، تعرّف إلى اللّه فى الرّخاء يعرفك فى الشّدّة ، و اذا سألت فاسأل اللّه ، و اذا استعنت فاستعن باللّه ؛ قد مضى القلم بما هو كائن ، فلو جهد الخلائق أن ينفعوك بما لم يقضه اللّه لك لما قدروا عليه ، و لو جهدوا أن يضرّوك بما لم يكتبه اللّه عليك لما قدروا عليه ، فان استطعت أن تعمل بالصّبر مع اليقين فافعل ، و ان لم تستطع فاصبر فانّ فى الصّبر على ما تكره خيرا كثيرا ، و اعلم أنّ النصّر مع الصّبر و انّ الفرج مع الكرب و انّ مع العسر يسرا .
خداى را نگاه دار تا ترا نگاه دارد ، و خداى را نگاه دار تا پيش خودش يا بى ، و با خداى در راحت آشنائى كن تا با تو در شدّت آشنائى كند ، و چون سؤالى كنى از خداى
هامش
( 1 ) - در نسخ اين تفسير و تفسير ملا فتح اللّه چنين است ليكن در تفسير ابو الفتوح « شترى » .
( 2 ) - كذا در نسخ اين تفسير ليكن در تفسير ابو الفتوح « شتر » ، پس بايد با بواب « باب مراكب الرسول » و « توكل » و « تفويض » و « صبر » و « يقين » رجوع شود تا اصل « بغل » بوده يا « جمل » او ما يفيد معناه .