تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
آمد كه او بپارس و حيره رفته بود بتجارت ، و كلام ايشان شنيده بود و ذكر اخبار عجم ؛ و جهودان و ترسايان را ديده بود كه توراة و انجيل خواندندى و نماز كردندى ، چون بمكّه آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله را يافت كه قرآن ميخواند و نماز ميكرد گمان برد اين از جنس آنست گفت : اخبار اوايل است و قصّهء امم پيشين « 1 » و چون سجعهاى اهل بحيره « 2 » ما اگر خواهيم مثل اين بگوئيم عثمان بن مظعون وى را گفت : اتّق اللّه ، از خداى بترس و اين چنين سخنها مگوى كه محمّد حقّ است و حقّ ميگويد گفت : من نيز حقّ ميگويم گفت : محمّد گويد : لا إله الّا اللّه گفت : من نيز ميگويم : لا إله الّا اللّه و ليكن ميگويم : هؤلاء بنات اللّه يعنى بتان را آنگه نضر بن الحارث گفت : بار خدايا اگر چنانست كه اين كلام تست ، و حقّ است و از نزديك تست ، بر ما سنگ باران از آسمان ، يا عذابى بما آور مولم و دردناك و رنجاننده ، چون اين دعا كرد خداى تعالى اين آيت فرستاد
« سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ »
سعيد جبير گفت : كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله روز بدر سه كس را بكشت مطعم بن عدى و عتبة بن ابى معيط و نضر بن الحارث ، و نضر اسير مقداد بود چون رسول فرمود : تا نضر را بكشند مقداد گفت : يا رسول اللّه اسير منست ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : دانى كه : او در كتاب خداى تعالى چه گفته است ؟ ! مقداد دگر باره شفاعت كرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله هم آن جواب گفت ، ببار سيم گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : اللّهمّ اغن « 3 » المقداد
هامش
از خود دفع مىكردند » . نگارنده گويد : در تفاسير بطور كلى در تفسير اين آيه« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ. . .أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ »از اين موضوع بحث كرده‌اند زيرا كه آيت در شأن نضر بن حارث نازل شده است و نگارنده بمناسبتى در تعليقات كتاب نقض به اين موضوع اشاره كرده است ( ص 36 - 35 ) و شايد در همين تفسير نيز ضمن ساير آيات و آيهء مشار اليها اين مطلب بطور مستوفى ذكر شود ان شاء اللّه تعالى . ( 1 ) در تفسير ابو الفتوح و بعضى نسخ : « ييشينگان » . ( 2 ) كذا در بعضى نسخ مطابق تفسير ابو الفتوح و در غالب نسخ اين تفسير بجاى « بحيره » : « حيره » آمده است و نص عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) اين است : « گفت ( يعنى نضر نامبرده ) . اين اخبار اولين است و قصهء امم پيشين سدى گفت ،[ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ]اى أساجيع اهل البحيرة سجعهاء اهل بحيره است » . ( 3 ) در بعضى نسخ « أعن » .