تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
تعرّض كنند جاى من خالى نبينند و بر اثر من نيايند و اگر مكروهى به من خواهد رسيدن نرسد و جامهء خود بر كند و بوى داد و گفت : در پوش و بر جاى من بخسب ، امير المؤمنين همچنان كرد و رسول صلّى اللّه عليه و آله از سراى خود بيرون آمد اين جماعت بر در سراى بودند وى اين آيات ميخواند :
« إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ »
الى قوله « لا يبصرون » و هر يكى را پارهء خاك بر سر كرد و بگذشت و بغار رفت و امير المؤمنين را بمكّه بر سر اهل خانه و آنچه او را بود از ودائع مردمان كه بنزديك او بود وصىّ خود كرد مشركان همه شب امير المؤمنين را نگاه ميداشتند بر گمان آنكه او محمّد است تا صبح بر آمد در سراى رفتند با تيغها تا رسول را بكشند امير المؤمنين عليه السّلام از آنجا برخاست و گفت : چه كسانيد بچه كار آمده‌ايد و چه مىخواهيد ؟ - گفتند : محمّد كجاست ؟ - گفت : ما كنت عليه رقيبا ؛ من نگاهبان وى نبودم ، ايشان از سراى بيرون آمدند پى ديدند گفتند : محمّد رفته است همانا كه اين خاك بر سر ما او كرده است پى برگرفتند و آمدند تا در غار ، خداى تعالى عنكبوتى را بفرستاد تا در غار را نسج كرد « 1 » ايشان گفتند : تا اينجا پى بود در غار نشده است ، چه اگر در غار شده بودى اين نسج عنكبوت دريده بودى از اينجا يا به زمين فرو رفته است يا به آسمان برده‌اند وى را ، خداى تعالى در حقّ امير المؤمنين على عليه السّلام اين آيت فرستاد
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ »
و درين قصّه اين آيت فرو فرستاد و گفت :
[ وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا ]
كافران در كشتن تو اى محمّد مكر كردند و كيد سكاليدند و خداى تعالى نيز با ايشان مكر كرد يعنى جزاى مكر ايشان معدّ و ساخته گردانيد « جزاء » را مكر خواند براى ازدواج را چنان كه گفت : و جزاء سيّئة سيّئة مثلها ، مكر نكرد با ايشان معاملهء مكّاران كرد يعنى فعلى كرد كه صورت مكر دارد و اگرچه در معنى عدل باشد و خداى تعالى بهترين مكر كنندگان است براى آنكه آنچه ايشان كردند و خواستند بدان نرسيدند و هر چه خداى خواهد هر آينه بباشد .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « بتند » .