رسول گفت : صلح نكنم الّا بر آنكه بر حكم سعد معاذ فرود آيند گفتند كه : ابو لبابه را پيش ما بفرست تا با وى مشورت كنيم رسول صلّى اللّه عليه و آله وى را بفرستاد و او را با ايشان مناصحتى بود براى آنكه مال او و فرزندان او در دست ايشان بود « 1 » او را گفتند : چگوئى در حديث سعد معاذ و آنكه ما را ميفرمايند تا بر حكم او فرود آئيم ؟ - گفت : نبايد و اشارت كرد به حلق يعنى كشتن بود ؛ ايشان گفتند : ما فرود نيائيم به حكم او ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه
[ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ ]
ابو لبابه گفت : من آيت هنوز ناشنيده و قدم از قدم بر نداشته دانستم كه خيانت كردهام با خداى و رسول پشيمان شدم و فرود آمدم چون بيامدم اين آيت در باب من آمده بود راوى خبر گويد كه : ابو لبابه بيامد و خويشتن را بر ستون مسجد ببست و سوگند خورد كه طعام و شراب نخورم تا بميرم يا خداى تعالى توبهء من قبول كند هفت شبانه روز طعام و شراب نخورد تا ضعيف شد و بيهوش بيفتاد خداى تعالى توبهء او بپذيرفت و او را گفتند كه : خداى تعالى توبهء تو بپذيرفت گفت : و اللّه كه من خود را باز نگشايم تا كه رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا باز نگشايد رسول صلّى اللّه عليه و آله بيامد و او را باز گشود ابو لبابه گفت : تمام توبهء من آنست كه از زمينى و سرائى كه درو اين گناه كردهام بروم و از جملهء مال خود بيرون آيم رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت :
نه : ثلثى از مال خود به صدقه بده تا كفّارت گناهت شود و اين را از محمّد باقر و جعفر صادق عليهما السّلام روايت كردهاند ابن عباس گفت : مراد به [ أمانات ] هر چيزى است كه از مردمان پوشيده باشد از فرائض چون نماز و روزه و زكات و غسل جنابت . قتاده گفت :
مراد دين خداى است يعنى اين دين كه از خداى تعالى بامانت داريد نگه داريد تا به او بسپاريد كه اداى امانت واجب بود ، آنگه خداى تعالى گفت : بدانيد كه مالهاى شما و فرزندان شما فتنه و بلاست مر شما را يعنى اين مالها و فرزندان شما كه بنزديك بنى قريظه است .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بودند » .