تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
خداى تعالى گفت : يا أيّها الّذين آمنوا استجيبوا للّه و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم ؟ - گفت : ندانستم يا رسول اللّه ازين پس هر گه كه مرا بخوانى اجابت كنم اگرچه اندر نماز باشم آنگه گفت : ترا خبر دهم بسوراى كه مثل آن در توراة و انجيل و زبور و قرآن نيست ؟ - گفتم : بلى يا رسول اللّه « 1 » گفت : در نماز چه خواندى ؟ - گفتم فاتحة الكتاب ، گفت : به آن خداى كه جان محمّد بامر اوست كه مثل اين سوره در توراة و انجيل و زبور و قرآن نفرستاده‌اند و آن سبع المثانى است و خداى تعالى جز به من نداده است آنگه خداى تعالى خطاب كرد و گفت كه :
[ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ]
خداى تعالى منع كند و جدائى اندازد ميان مرد و دلش بمرگ يا بجنون و زوال عقل پس منتفع نباشد بدل خود و به آن تدارك فائت نتواند كرد و آيت بر وجه تحريض باشد بر توبه كردن يعنى بشتابيد پيش از آنكه اين حال پيدا شود . و وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى قادر است كه منع كند ميان دل و افعال او از اعتقادات و ارادات و كراهات پس معنى آن بود كه افعال جوارح شما تابع « 2 » احوال قلوب است و احوال « 3 » قلوب اگر خداى تعالى خواهد مانع باشد ميان آن و ميان شما . و ديگر آنست كه مؤمنان هر وقت انديشه كردندى كه دشمن بسيار است و عدد ما اندك خوفى در دلهاى ايشان آمدى خداى تعالى باز گفت كه : منع كنم ميان دل ايشان و ميان خوف تا خائف نباشند و ميان دل كافران و امن تا هميشه ترسان باشند . و گفته‌اند كه : معنى آن است كه خداى تعالى مرد را بميراند چنان كه گفته شد پس فرصتى كه ميطلبد از وى فائت شود از اخلاص دل و طاعات و علاج كردن دل تا سليم گردد پس گوئى كه خداى تعالى ميگويد كه : اين حيات كه شما را داده‌ايم غنيمت دانيد و اين
هامش
( 1 ) - مصنف اين روايت را تلخيص نموده و اين قسمت را : « گفت از مسجد بيرون نشوم تا ترا خبر ندهم چون ساعتى بر آمد رسول عليه السّلام برخاست تا بيرون شود چون بدر مسجد رسيد ابى گفت : يا رسول اللّه آنچه مرا وعده دادى » از جاى علامت حذف نموده است . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح « طائع » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح : « و افعال » .