خيرى دانستى و دانستى كه اگر با ايشان لطف كنند به آن منتفع شوند با ايشان لطف كردى تا بشنودندى چنان كه مؤمنان مىشنوند و كار مىبندند و ليكن از ايشان اختيار به دو اصرار بر كفر دانست و دانست كه اگر ايشان را بشنواند بنشنوند و از آن اعراض كنند محمّد باقر عليه السّلام گفت كه : اينان بنو عبد الدّار بودند كه از ايشان ايمان نياورد الّا مصعب بن نمير و سويد بن حرمله و مىگفتند : ايشان كه : نحن صمّ بكم عمى عمّا جاء به محمّد و ايشان اصحاب لوا بودند كه روز احد همه كشته شدند ابو على گفت كه : جمعى بودند كه ايشان گفتند : ما ترا آنگه باور داريم كه جماعتى از قصى بن كلاب كه سالهاست كه ايشان مردهاند ايشان را زنده كنى تا ايشان با ما سخن گويند و ما سخن ايشان بشنويم خداى تعالى گفت كه : اگر خداى در ايشان خيرى دانستى سخن مردگان ايشان را بشنوانيدى و اگر نيز بشنوند اعراض كنند و ايمان نيارند .
در آيت دليل است بر بطلان قول آنكس كه ميگويد كه : روا بود كه در مقدور لطفى بود كه اگر با كافران بكند ايمان آورند و نكند چه اگر چنين بودى مؤدّى بودى با نقض غرض وى ؛ تعالى عن ذلك علوّا كبيرا .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 24 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ( 24 )
حق تعالى درين آيت خطاب مىكند با مؤمنان و ميگويد كه : اى گرويدگان اجابت كنيد خداى را و پيغمبر خداى را چون پيغمبر شما را دعوت كند با چيزى كه آن چيز شما را زنده گرداند و آن ايمانست و ايمان حيات است و كفر مرگ ؛ چنان كه گفت :
انّك لا تسمع الموتى ، و ايمان سبب حيات است چنان كه گفت : من عمل صالحا من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنحيينّه حياة طيّبة ، و گفتهاند كه : جهاد است و جهاد سبب حياتست چنان كه گفت : و لا تحسبنّ الذّين قتلوا فى سبيل اللّه أمواتا بل أحياء عند ربّهم ، و مراد باستجابت طاعت است ابو هريره روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله به ابى بن كعب بگذشت و او در نماز بود او را آواز داد و گفت : يا أبىّ تعال ، أبىّ نماز سبك بكرد و بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى أبى چرا جواب ندادى مرا چون ترا بخواندم تو نشنودهء كه