با رديفان خود دو هزار بوده باشند . و گفتهاند : بهزار فرشته بر عقب يكديگر .
راوى خبر گويد كه : روز بدر جبرئيل آمد با پانصد فرشته و ميكائيل آمد با پانصد فرشته جبرئيل بميمنه رفت و ميكائيل بميسره همه با جامههاى سفيد و عمامههاى سفيد ؛ دنبال دستارها ميان كتفها فرو گذاشته با آن مشركان كارزار كردند كه پيش از آن نكرده بودند و پس از آن نكردند و چون فرود آمدندى عدد را مدد كردندى و قتال نكردندى عبد اللّه عباس گفت : چون مشركى بر مسلمانى حمله بردى از بالاى آن مشرك آواز تازيانه بر آمدى مرد مسلمان نگاه كردى مشرك افتاده بودى و اثر تازيانه بر سر وى پيدا بودى و مرد كس را نديدى ، بيامدند و رسول را صلّى اللّه عليه و آله ازين حال خبر دادند گفت : راست ميگوئيد آن فرشتگانند كه خداى تعالى ايشان را بمدد و ياورى ما فرستاده است .
امير المؤمنين را عليه السّلام پرسيدند فرق ميان كشتگان ما و كشتگان فرشتگان چيست ؟ - گفت : آنكه كشتگان شما را زخم و جراحت پيدا بود و كشتگان فرشتگان زخم ندارد و اثر پيدا نبود حسن بصرى گفت : اين هزار با آنكه در سورهء آل عمران است جمله پنج هزار بودند . و بعضى ديگر گفتند كه : اوّل سه هزار بودند آنگه اين هزار كه اينجا گفت : با رديفان ايشان جمله پنج هزار بودند و بعضى گفتند كه : اوّل پنج هزار بودند و سه هزار جدا جمله هشت هزار بودند و اللّه أعلم بذلك ؛ آنگه گفت :
[ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى ]
خداى تعالى اين مدد فرستادن را نكرد الّا براى بشارتى مر شما را يعنى تا شما را بشارتى باشد و دلهاى شما به آن بيارامد و ساكن شود و نصرت و يارى و ظفر نيست مگر از خداى تعالى كه او غالب است كه كس او را غلبه نتواند كرد ، حكيم است هر چه كند بر وفق حكمت و صواب كند و براى آن با خداى تعالى اضافت كرد كس گمان نبرد كه از جهت فرشتگان بود و اگر نه فرمان خداى بودى فرشتگان فرود نيامدندى و مؤمنان هميشه منصور باشند ؛ بقهر اگر غالب باشند و اگر مغلوب باشند بحجّت منصور باشند ؛ پس يك بار بحجّت غالب باشند و يك بار بقهر و غلبه ، براى آن گفت :
[ إِلَّا بُشْرى ]
تا اين عدد بشارت و اطمينان بود مؤمنان