تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
كه : آن انفال خداى راست و رسول خداى را عكرمه و ضحاك و مجاهد گفتند كه : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله سريّتى را به جائى فرستادى چون باز آمدندى يا غنيمتى گرفتندى پرسيدندى : اين كراست ؟ - خداى تعالى گفت : بگوى : خداى راست و رسول را ، عطا گفت : آن چيزى بودى كه بدست مسلمانان افتادى بىقتال از بنده و پرستار و اسب گفته‌اند كه : مراد ازين خمس مال است چون خمس غنائم بر گرفتى پرسيدندى كه : اين كراست ؟ - گفتى : خداى را و رسول را ، و از محمّد باقر و جعفر صادق عليهما السّلام روايت است كه انفال هر زمينى بود كه اهلش آن را باز سپارند ، و هر زمينى خراب كه آن را اهلى و مستحقّى نباشد ، و سر كوهها و ميان راهها و رودها و بيشه‌ها ، و زمين‌هاى اموات كه بر آن زرع نكرده باشند و آن را ارباب نباشد ، و اقطاعهاى پادشاهان كه در دست ايشان نه بر وجه غصب باشد ، و ميراث كسى كه او را وارثى نباشد ، و كنيزكى و اسبى قيمتى و جامهء گرانمايه كه آن را نظير نباشد ، در غنيمت اين همه پيش از قسمت از جملهء انفال بود ، و چون قومى قتال كنند بىدستورى امام هر غنيمتى كه آرند از آنجا جمله امام را بود اين جمله آنست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله را بود از پس او قائم مقام او را بود كه ناظر باشد در كار مسلمانان بفرمان وى چون ظاهر باشد و در حال غيبت شيعهء خود را رخصت داده‌اند كه در آن تصرّف كنند آنچه ايشان را از آن چاره نبود از متاجر و مناكح و مساكن . و در قراءت اهل البيت و ابن مسعود چنين است كه [ يسئلونك الانفال ] انفال از تو ميخواهند بگو كه شما را در آن حقّى نيست آن خداى راست و رسول خداى را پس از خداى بترسيد و طلب چيزى مكنيد كه شما را در آن حقّى نباشد پس اگر ايشان را در آن حقّى بودى خداى تعالى نگفتى كه : فاتّقوا اللّه . خلاف كرده‌اند در آنكه اين آيت منسوخ است يا نه مجاهد و سدى و عكرمه و جمعى از مفسّران گفتند كه : منسوخ است بقوله تعالى :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ »
؛ و ديگران گفتند كه : منسوخ نيست ؛ و درست اينست ، براى آنكه نسخ محتاج بود بدليل و چيزى نيست كه دليل نسح او كند ، و تنافى نيست ميان اين آيت و آيت خمس ؛ و نسخ آنجا باشد كه تنافى بود ميان ناسخ و منسوخ و جمع نتوان كرد