بآواز بلند با رسول صلّى اللّه عليه و آله ميخواندى خداى تعالى اين آيت فرستاد و او را و ديگران را فرمود تا در نماز خاموش باشند و گوش با قراءت امام كنند كلبى گفت : چون ذكر دوزخ شنيدندى جزع كردندى خداى تعالى اين آيت فرستاد بيشتر مفسّران و اهل علم بر آنند كه استماع قرآن و انصات در نماز فرموده براى آنكه اوامر قرآن بر وجوب باشد و اتّفاق است كه استماع قرآن جز در نماز واجب نيست خداى تعالى ميگويد كه :
چون قرآن خوانند گوش با قرآن كنيد و اوامر و نواهى آن را به گوش جان بشنويد و چنان مكنيد كه مشركان كردند و گفتند : لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فيه ، شما گوش با قرآن كنيد تا معانى او بدانيد و بمواعظ و احكام او متّعظ و منتفع گرديد بشنويد و گوش فرا داريد و خاموش باشيد و درين ميانه سخن مگوئيد تا باشد كه بر شما رحمت كنند و شما را بيامرزند و بگناهان مؤاخذه نكنند آنگه خطاب كرد با رسول صلّى اللّه عليه و آله و جملهء مكلّفان در تحت اين خطاب داخلند و گفت :
[ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً ]
ياد كن مر خداى را در نفس خويش يعنى با خود ذكر خداى كن و قرآن خوان و دعا كن و تسبيح و تحميد و تهليل وى گوى بتضرّع و زارى و خوف و ترس از عقاب او بآوازى كه جهر و بلند نباشد تا از ريا دور تر باشد و بقبول و اجابت نزديكتر . ابن عباس گفت : مراد قرائت است در نماز كه مأموم قراءت خواند چنان كه ميان او بود و نفسش و اين محمول باشد بر آنكه امام قراءت بلند خواند و آواز او بمأموم « 1 » نرسد مجاهد و بعضى از اهل معانى گفتند كه : خداى
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « اما آواز » و از ملاحظهء عبارت تفسير ابو الفتوح بر ميآيد كه بايستى عبارت ، متن چنين باشد « بلند نخواند و آواز او بمأموم نرسد » زيرا نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 2 چاپ اول ص 505 ) :
« عبد اللّه عباس گفت : مراد قرائت نماز است مأموم در قفاى امام قرائت خوانند فيما بينه و بين نفسه ، و اين محمول باشد بر آنجا كه امام بقرائت جهر نكند آنجا كه امام جهر كند باتفاق استماع واجب است لقوله عليه السّلام : من صلّى خلف امام موافق قراءة الامام قراءته ، گفت : هر كه در قفاى امامى موافق نماز كند قرائت امام قرائت اوست ، اما چون امام جهر نكند در قرائت و حال حال اخفا باشد بنزديك مأموم « الحمد للّه » ( يعنى سورهء فاتحه )