مهتدى نشود چون سگ اگر مطرود باشد و اگر رابض لهث كند و سگ صفت باشد حسن بصرى گفت : كه مثل منافق است اگر دعوت كنى و اگر نه با حق رجوع نكند چنان كه گفت : سواء عليكم أ دعوتموهم ام انتم صامتون چون اين مثل زد اشارت كرد به اين مثل كه زد و گفت كه :
[ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ]
اين مثل و داستان قومى است كه ايشان بآيات ما تكذيب كردند و آن را بدروغ داشتند از جهودان پس اى محمّد قصّهء گذشتگان با ايشان بگوى تا باشد كه تفكّر كنند و دريابند يعنى خبر اسلاف با اين اهل كتاب بگوى تا چون بشنوند بدانند كه اين خبرها موافق كتابهاى ايشان است و تو خواننده نيستى ايشان چون درين انديشه كنند بدانند كه اين بوحى خداى و پيغام جبرئيل ميگوئى پس حجّت بر ايشان لازم گردد آنگه گفت :
[ ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ]
بد مثلى است و بد داستانى مثل قومى كه ايشان آيات مرا تكذيب كردند و آن را بدروغ داشتند و بر نفس خود ظلم كردند و نقصان حظّ خود كردند و هر كه را خداى تعالى هدايت كرد به ثواب و نعيم بهشت او مهتدى باشد با راه اسلام و ايمان ، و اين بمثابهء آنست كه گويند : هر كه او در بهشت شود مؤمن باشد و هر كه را گمراه كند از راه ثواب و بهشت ايشان آنانند كه زيان كارانند بكفر كه حظّ نفس خويش بكفر بر خود تباه كردند .
ابو القاسم بلخى گفت : هر كه را خداى تعالى هدايت كند بالطاف و تمكين و او قبول هدايت كند و اجابت دعوت او مهتدى باشد و هر كه را كه خداى تعالى با وى گذارد پس از آنكه لطف و تمكين كرده بود و از ضلال و كفر بجبرش منع نكند او خاسر و زيان كار باشد و چون ضلال عند امتحان و تكليف خداى باشد ازين سبب با خداى تعالى اسناد كرد چنان كه زيادتى كفر و ايمان با سورت اضافت كرد و گفت : فزادتهم رجسا إلى رجسهم ، و جاى ديگر فرمود : و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا ، چون عند نزول سوره و آيات بود به آن اسناد كرد ، هر كه را خداى بهدايت حكم كند او مهتدى بود و هر كه را بضلالت حكم كند او خاسر بود و تا محكوم بدان صفت نباشد حاكم به آن