تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
در بنى اسماعيل ، و براى آن دوازده نهاد كه ايشان از دوازده فرزند يعقوب بودند و جدا كرد ايشان را كه مرتبهء ايشان مختلف بود تا فاضل از مفضول جدا شود و ما وحى كرديم بموسى چون قوم او ازو آب خواستند و گفتيم او را كه : عصاى خود بر سنگ زن و آن سنگى بود مخصوص چهار سوى از هر جانبى سه چشمه بيرون آمد براى هر سبطى چشمهء تا ايشان را با يكديگر خلافى نباشد چنان مىآمد كه بر روى زمين ميرفت و قطرهء ازين به آن مختلط نميشد پس موسى عصا بر سنگ زد دوازده چشمهء آب روان شد كه هر قومى و سبطى مشرب و مورد خود بشناختى و دانستى كه : چشمهء او كدام است و ما ابر را بر ايشان سايبان كرديم يعنى در تيه تا گرماى آفتاب ايشان را نرنجاند و منّ و سلوى يعنى ترانگبين و سمانه بر ايشان فرو فرستاديم و ايشان را گفتيم : بخوريد ازين روزيهاى پاك و حلال كه ما شما را كرامت كرديم ، با اين همه كه با ايشان كرديم كافر و ظالم بودند و كفر و ظلم بر ما نكردند ليكن بر خود ظلم كردند كه خود را از ثواب ابد و نعمت دائم محروم گردانيدند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 161 تا 162 ]

وَ إِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ وَ كُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ( 161 ) فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَظْلِمُونَ ( 162 ) و ياد كن اى محمّد چون گفتند اسباط بنى اسرائيل را كه : بنشينيد و ساكن شويد درين شهر كه بيت المقدّس است و گفته‌اند كه : زمين شام بود و بخوريد ازين ديه يا شهر از هر كجا كه ميخواهيد و استغفار ميكنيد و آمرزش ميخواهيد و ميگوئيد : الّلهم احطط عنّا خطايانا ، و از در اين شهر كه در شويد سجدهء شكر كنيد تا گناهان شما بيامرزيم و احسان كنيد و نيكوئى كنيد تا بيفزائيم نيكو كاران را نعمت و فضل پس آنان كه ظالم بودند از ايشان ببدل آنچه ايشان را فرموده بوديم ظلم كردند و گفته‌اند : [ حطّه ] را ايشان بر طريق استهزا « حنطه » گفتند و ايشان را توبه و استغفار فرمودند ايشان قولى ديگر گفتند كه دليل اصرار بر گناه كرد تا لا جرم فرو فرستاديم ما بر ايشان عذابى از آسمان
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 273 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)