تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
چهار پاى افتد ، و گفته‌اند كه : كيك بود ، و آنگه بزغ بر ايشان مسلّط گردانيد ، و ديگر خون كه جملهء آبها و طعامهاى ايشان خون گشت و اينهمه كه بايشان نمود آياتى بود هويدا و روشن ، و ظاهر گرداننده صدق دعوى موسى را ؛ و ايشان با اين همه ايمان نياوردند و اصرار نمودند و استكبار و گردنكشى كردند و ايشان قومى گناه كاران بودند و كافران .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 134 تا 136 ]

وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ ( 134 ) فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ ( 135 ) فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ ( 136 ) حقّ سبحانه و تعالى خبر ميدهد كه چون عذاب بر آل فرعون واقع مىشد و در عذاب گرفتار مىشدند با نزديك موسى مىشدند و مىگفتند : خداى خود را بخوان و از وى در خواه بحقّ آن چيزى كه بنزديك تو است از عهد خداى تعالى و بوى توسّل ساز تا اين رجز و عذاب از ما رفع كند كه اگر اين بار بدعاى خويش از ما اين عذاب بردارى ما ترا تصديق كنيم و به تو ايمان آريم و بنى اسرائيل را با تو فرستيم چون موسى عليه السّلام دعا كرد ما كه آفريدگار جهانيم آن عذاب را از ايشان كشف كرديم و ايشان را مهلت داديم تا أجلى و وقتى كه ايشان بدان رسنده‌اند ايشان آن عهد كه كرده بودند بشكستند و بدان وفا نكردند تا لا جرم ما انتقام از ايشان كشيديم و بر ايشان كينه‌ور شديم و ايشان را همه در دريا غرق كرديم و اين همه با ايشان از بهر آن كرديم كه آيات ما را تكذيب كردند و پيغمبر ما را بدروغ زن داشتند و از اين آيات غافل بودند و در آن نظر و تأمّل نكردند تا ازين نقمت كه غرقه گردانيدن ايشان بود در دريا بىخبر بودند . حقّ سبحانه و تعالى اين پنج آيت پياپى بفرستاد از طوفان و جراد و قمّل و ضفادع و خون ، و چون ايشان هيچ بهتر نشدند موسى عليه السّلام بنى اسرائيل را گفت كه : خداى تعالى عذابى و طاعونى خواهد فرستاد بر قبطيان ، و شما را ميفرمايد كه : گوسفندى بكشيد و در سراهاى خود به آن خون ملطّخ گردانيد ايشان همچنان كردند قبيطيان گفتند