ايشان در نعمت و عافيت بودند كفران نعمت بيفزودند خداى تعالى ملخ فرستاد ايشان را ؛ ملخ جملهء گياه و زرع و ميوه و برگ درختان همه بخوردند و در صحرا و باغها افتادند و هيچ نگذاشتند با خانهها آمدند درها و درختان و آهنها و جامههاى ايشان ميخوردند و خانههاى ايشان فرو افتاد چندانكه بيشتر مىخوردند گرسنهتر بودند و از آن جمله ملخ يكى در خانههاى بنى اسرائيليان « 1 » نرفت و ايشان را نرنجانيد قبطيان پيش موسى آمدند و تضرّع و زارى كردند و گفتند : زنهار اى موسى خدايت را بخوان و ازو در خواه تا ازين بلا ما را برهاند كه به همه حال اين نوبت ايمان آوريم و دست از بنى اسرائيل بداريم و بدين عهد و پيمان كه كردند موسى عليه السّلام دعا كرد خداى تعالى اين بلا نيز از ايشان بگردانيد پس از آنكه ايشان هفت روز در بلا گرفتار شده بودند و گفتهاند كه : موسى عليه السّلام بصحرا شد دعا كرد و بعصا اشارت كرد بمشرق و به مغرب ؛ آن ملخ جمله آنجا شدند كه آمده بودند ، چون ملخ برفت قوم فرعون بيامدند بزرعها و باغهاى خود نگريستند و بقيّتى كه مانده بود گفتند كه : مصلحت در آن است كه قناعت كنيم و ترجّى « 2 » روزگار خود بكنيم و دين خود را نگاه داريم به آن عهد كه كرده بودند وفا نكردند و با سر كار خود رفتند چون يك ماه بر آمد خداى تعالى شپشهء فرستاد بر ايشان و موسى را گفت : از مصر بيرون شو بديهى كه آن را عين الشمس خوانند آنجا پشتهايست از ريگ روان آنجا دعا كن و عصا بر آن پشته زن تا من آيتى ديگر نمايم ، موسى عليه السّلام بيامد و دعا كرد و عصا بر آن پشتهء ريگ زد خداى تعالى آن ريگ با قمّل گردانيد از آنجا برخواستند و در بقاياى زرع و ميوهء ايشان افتادند و جمله بخوردند چنان كه پوست از زمين باز كردند و در جامهها و اندام ايشان افتادند ايشان را ميگزيدند و ميرنجانيدند و در طعام و شراب ايشان مىافتادند و هر چه بنهادندى چون با سر آن شدندى پر از قمّل شده بودى ، در ميان سراها ستونها بر كشيدند و به گچ و صاروج بكردند « 3 » و طعامها بر بالاى آن بنهادند بوقت حاجت چون فرو گرفتندى « 4 » پر قمّل شده بودى و شپشه در گندمهاى ايشان افتاد و ميخوردند
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ « بنى اسرائيل » و در بعضى ديگر : « اسرائيليان » و در تفسير ابو الفتوح « در خانهء اسرائيلى » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح : « برخى » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح : « بگرفتند » .
( 4 ) - در غالب نسخ : « بر گرفتندى » .