آنچه در انبارها داشتند و چاهها ، و آنگه در ايشان و اندام و جامهء ايشان افتادند هر موئى كه بر سر و ريش داشتند بخوردند و مژهء چشمهاى ايشان نماند خواب و قرار از ايشان باز داشتند « 1 » بيامدند و فرياد خواستند و تضرّع و زارى كردند و سوگند گران خوردند كه اين بار عهد تباه نكنيم و ايمان آوريم و بنى اسرائيل را با تو دهيم و مراد تو حاصل كنيم موسى عليه السّلام ديگر باره دعا كرد و خداى تعالى آفت قمّل از ايشان دفع كرد پس از آنكه هفت روز درين عقوبت بودند ، چون بلا از ايشان دور گشت گفتند : ما هرگز ازين جادوتر آدمى نديدهايم سنگ و ريگ و چوب با حيوان مىكند بعزّت فرعون كه ما هرگز بوى ايمان نياريم خداى تعالى ايشان را يك ماه مهلت داد آنگه ضفادع يعنى بزغ « 2 » بر ايشان مسلّط گردانيد همه سرايها و خانهها و جايهاى ايشان پر از ضفدع گشت و هيچ چيز را دست بر نهادند و الّا كه در آن ضفدع بود از خان و سفره و كوزه و ابريق و ديگهاى خوردنى ايشان پر مىشد و چون مردى بخفتى چندان ضفدع بر پشت و پهلوى وى جمع شدى كه اگر خواستى تا از آن پهلو بر پهلوى ديگر گردد نتوانستى . عبد اللّه عباس گفت : ضفدع بيابانى بود بحسن طاعت ايشان خداى را در آل فرعون ايشان را با آب نقل كرد ، چون آل فرعون ازين در رنج افتادند بفرياد پيش موسى عليه السّلام آمدند و بگريستند و جزع كردند و سوگندهاى مغلّظه ياد كردند كه اين نوبت خلاف نكنند موسى عليه السّلام دعا كرد خداى تعالى در حال كشف آن بليّه كرد پس از آنكه يك هفته درين رنج بودند ، چون يك ماه برين بر آمد طغيان و كفر در زيادت كردند خداى تعالى خون بر ايشان مسلّط كرد تا آب رود نيل خون گشت و جملهء آبها و چاهها خون تازه شد پيش فرعون آمدند و گفتند : ما را اين نوبت محنت عظيمتر است ما را شربتى آب نيست همه خون شده است و ما از تشنگى مىميريم و خون نمىشايد خوردن ، فرعون گفت : سحر است كه كرده است ، گفتند : سحر چه باشد ! كه ما و اسرائيليان از رود نيل آب برميداريم آنچه در اناء و سبوى ماست خون است و آنچه در سبوى
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « باز داشت » .
( 2 ) - بزغ بر وزن و معنى وزغ است .