براى آنكه ايشان با ثواب خداى تعالى گردند و مرجع ايشان با رحمت خداى باشد قوم موسى موسى را گفتند بر سبيل توجّع و تفجّع كه : اى موسى و اى پيغمبر خدا اين قوم رنجه داشتند و ميرنجانيدند ما را پيش ازين كه حضور تو نبود ؛ پسران ما را بكشتند و اكنون اين كار بار ديگر با سر گرفتند بعد از آمدن تو با معجزات باهره و چون حال در غيبت و حضور تو يكسان است پس فرق چه باشد ميان غيبت و حضور تو « 1 » .
چون با تو و بىتوام بغم بايد زيست * پس فرق ميان وصل و هجران تو چيست
وهب گفت : اين ايذا و رنج چنان بود كه ايشان قوم موسى را بنده گرفته بودند و ايشان را كارهاى گران ميفرمودند چون سنگ كندن از كوه و نقل كردن و سراها و كوشگها بنا كردن و انواع حرف و صناعات از گليگرى و آهنگرى و درودگرى و خشت زدن ، و اگر كسى نتوانستى كردن هر ماه و هر روز از وى چيزى خواستندى كه تعيين كرده بودند و اگر نداشتى و ندادى وى را بزدندى و زنان را دوك رشتن و بافتن « 2 » فرمودندى ، موسى عليه السّلام ايشان را دلخوشى داد و گفت : دل خوش باشيد و اندوه مداريد اميد است از خداى شما كه دشمن شما را هلاك كند و شما را خليفه گرداند و در جاى او بدارد و ملك و ملك « 3 » او بشما دهد و اين نعمت با شما بكند و آنگه بنگرد كه شما چه ميكنيد و از شما چه خواهد شد تا بر حسب آن شما را جزا دهد خداى تعالى فرعون را هلاك كرد و ملك مصر بايشان داد و بيت المقدّس را بگشاد به يوشع بن نون ، و در روزگار داود شهرهاى ديگر براى ايشان بگشاد و در عهد سليمان ملك زمين بايشان داد چون فرعون را هلاك كرد و ملك مصر بايشان داد ايشان شكران بكفران بدل كردند و گوساله پرستيدن پيش گرفتند .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ اين بيت را نياوردهاند ليكن در بعضى ديگر هست چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيز هست :
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح : « و زنان را دوك رشتن و جامه بافتن و درزى كردن فرمودندى و كارهائى كه لائق ايشان بودى » .
( 3 ) - كذا مكررا در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح نيز در غير اين مورد نظيرش به نظر رسيده ليكن در غالب نسخ بلفظ مفرد « ملك » ذكر شده است .