تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 130 تا 131 ]

وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ( 130 ) فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 131 ) حقّ سبحانه و تعالى حكايت بليّهء فرعون و قوم او مىكند و ميگويد كه : ما بگرفتيم به عذاب و عقوبت سالهاى قحط آل فرعون را و اتباع و قوم او را و بنقصان ميوه‌ها ؛ قحط و سنون در باديه و اهل مواشى بود و نقصان ميوه‌ها در شهرها بود كعب الاحبار گفت : روزگارى آيد بر مردمان كه درخت خرماى بزرگ يك دانه بيش بر نيارد آنگه گفت كه : ما اين عذاب قوم فرعون را از بهر آن كرديم كه تا باشد كه ايشان بانديشند و بدانند كه اين محنت از بهر آنست كه ايشان بر كفر اصرار كردند و ايشان خود هيچ انديشه نكردند و آن از شومى كفر و معصيت خود ندانستند بلكه اگر نيكوئى بايشان آمدى و نعمتى و فراخى بايشان رسيدى گفتندى كه : اين خود ما راست و حقّ ماست بر حسب عادت يا بر سبيل استحقاق كه خود را اعتقاد كرده بودند بجهل ، و اگر ايشان را بدى رسيدى و تنگى و آفت ؛ گفتندى كه بشومى موسى است و آن كسانى كه با وىاند ؛ و اگر ايشان نبودندى اين محنت بما نرسيدى آنگه خداى تعالى گفتار ايشان بر ايشان ردّ كرد و گفت : آنچه بموسى حوالت ميكنند و ميگويند كه از شومى وى است چنان نيست بلكه آنچه بايشان ميرسد از بدى و مكروه آن بنزديك خدايست ، نعمت و تندرستى و فراخ سالى بنزديك وى است و رنجورى و قحط و محنت و بلا هم در قبضهء قدرت وى است ، عذابى و عقوبتى كه بايشان ميرسد از نزديك خداى بشومى كفر و معصيت ايشان است كه خداى آن را بايشان مىرساند نه بشومى موسى ؛ و ليكن بيشترين ايشان نميدانند يعنى نظر و انديشه نميكنند تا علمشان حاصل آيد .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 132 تا 133 ]

وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ( 132 ) فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ ( 133 )