كه به اين فرعون را خواستهاند .
در يك عهد دو امام روا نيست و دو پيغمبر رواست چون موسى و هارون كه هر دو پيغمبر بودند و بيشتر هم روا باشد و عقل را به اين طريقى نيست و اين را بسمع و اجماع دانند چنان كه در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و از پس او هيچ پيغمبرى نخواهد بودن .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 123 تا 126 ]
قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 123 ) لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ( 124 ) قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ ( 125 ) وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ ( 126 )
چون آن سحره كه جادوان بودند ايمان آوردند همه ؛ در خبرست كه در ميان ايشان هفتاد و دو مرد بودند پشت خم شده از پيرى كه علما و بزرگان ايشان بودند و ايشان را چهار رئيس بود سابور و عازور و حطحط و مصفى اوّل ايشان ايمان آوردند بموسى و ديگران ايشان را متابعت كردند فرعون چون آن بديد بر سبيل تجبّر و دليرى گفت : ايمان آورديد بموسى پيش از آنكه من شما را دستورى دهم ؟ اين مكر و كيدى است كه شما با يكديگر ساختهايد و انديشيده درين شهر كه مصر است پيش از آنكه بصحرا آئيد و غرض شما آن است كه اين شهر را براندازيد و قبطيان كه اهل اين شهراند ازين جاى بيرون كنيد و بنى اسرائيل را ساكن گردانيد و فرعون اين سخن از بهر آن گفت تا مردمان شهر متابعت سحره نكنند و ايمان نيارند ، آنگه گفت ايشان را كه :
شما نميدانيد كه با شما چه خواهد رفت و زود بود كه بدانيد آنگه بيان كرد و گفت :
دستها و پايهاى شما را ببرّم بر خلاف يعنى دست راست و پاى چپ ، و بفرمايم تا شما را بر دارها كنند از درختان خرما ، ايشان گفتند : هيچ باك نيست هر چه خواهى بكن كه ما با خداى خود و رحمت وى باز خواهيم گشتن و خداى بر ما رحمت كند و داد ما از شما بستاند تو كه فرعونى از ما هيچ گناهى نديدهء كه ما بدان مستحقّ عقوبت باشيم تو از ما كينه و انتقام نميكشى الّا از بهر آنكه ما ايمان آورديم با خداى تعالى چون آيات خداى تعالى بما آمد و ما را دليل و حجّت ظاهر گشت چون فرعون