تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
اين مرد سخن جادوان ميگويد و به دو قول شدند چنان كه گفت : فتنازعوا أمرهم بينهم و أسرّوا النجوى ، آنگه موسى را گفتند : اى موسى اوّل تو بيفكنى آنچه با تو است از عصا يا اوّل ما بيفكنيم آنچه با ماست ؟ - موسى ايشان را گفت : نه ؛ اوّل شما بيفكنيد ، چون ايشان بيفكندند آنچه با ايشان بود چنان كه : در خبرست كه چهل اشتروار « 1 » از رسنها و عصاها مار پيكر و اژدها شكل ساخته بودند چوبها مجوّف كرده و زيبق در ميان ريخته و رسنها را بزيبق اندوده و زير زمين مجوّف كرده بودند و در زير آتش كرده و چنان ساختند كه چون وقت چاشتگاه بود گرماى آفتاب از بالا و تپش آتش از زير آن زيبقها كه در چوبها و رسنها بود در حركت آمد و چنان نمود كه بخواهد رفتن و از حركتى كه در ايشان پديد آمد بعضى بر بعضى مىافتادند موسى عليه السّلام چون چنان ديد بترسيد نه از آن سبب كه پنداشت كه آن را اصلى هست بلكه از آنكه كسانى كه نظر كنند پندارند كه عصاى وى هم از آن جنس است ، حقّ تعالى وحى فرستاد و گفت : مترس كه آنچه ايشان نمودند شبهت است و آنچه با تو است حقّ است و حجّت است ؛ و حجّت غالب بود بر شبهت بهر حال ، اى موسى عصا بينداز موسى عصا بينداخت حالى اژدهائى شد و هر چه ايشان بيك سال ساخته بودند بيك ساعت فرو برد اژدهائى بود سياه از اشتر بختى بزرگتر با چهار پاى سطبر و كوتاه و دنبال دراز ؛ دنبال بر هيچ چيز نزد الّا پست كرد و پاى بر هيچ چيز ننهاد الّا خرد كرد از دهنش آوازى بيرون مىآمد و چشمهايش سرخ بود بر گردن مويها داشت دراز چون نيزه‌هاى برخاسته ، و عصا را دو سر بود آن دو سر دو زفر گشت فراخى آن دوازده گز دندانهاى بزرگ و سطبر ؛ او را آوازى بود از دهن و دمشى بود از بينى ، دهن بر زمين نهاد و آن چهل شتروار « 2 » چوب و رسن بيك بار فرو برد و زمين ساده كرد و آهنگ قوم فرعون كرد و همه در گريختن افتادند و از ازدحامى كه كردند بيست و پنج هزار بمردند فرعون بهزيمت برفت عقل بشده و هوش رميده و او را آن روز چهار صد نوبت اطلاق
هامش
( 1 ) - يعنى چهل بار شتر و در بعضى نسخ : « چهل خروار » و در تفسير ابو الفتوح بهر دو عبارت آمده . ( 2 ) - در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « چهل خروار » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 226 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)