تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بود كه ترا فرو ميگذارد و پرستيدن ترا « 1 » و گفتند كه [ إلاهة ] آفتاب بود و او آفتاب پرستيدى و چون قوم او اين سخن بگفتند قوم خود را جواب داد و گفت : زود بود كه با سر همان كار شويم كه بر آن بوديم پسران ايشان را بكشيم و دختران ايشان را زنده رها كنيم و براى آن گفت كه : زنان ايشان را رها كنيم تا آنجا كسانى باشند كه ايشان را خدمت كنند و ايشان از شرّ ايشان ايمن باشند كه زنان را قوّت و شوكت كارزار نباشد ، و ما اين بتوانيم كردن كه ما زبر دست ايشانيم و حكم و فرمان ايشان بر ما روا نباشد كه ما بر ايشان قاهر و غالبيم و ايشان اسيران و ذليلان مااند و غلبهء ايشان را هيچ اثرى نباشد در ملك ما ، چون قوم موسى از فرعون اين سخن بشنيدند بترسيدند و با موسى شكايت كردند موسى ايشان را بصبر فرمود ، گفت : اى قوم از خداى تعالى يارى خواهيد و پناه با وى دهيد و صبر كنيد كه خداى تعالى شما را از شرّ و بدى ايشان نگاه دارد و بر ايشان مظفّر و منصور گرداند و زمين خداى راست از زمين مصر و غير آن و خداى تعالى بميراث گذارد اين زمين را بهر كه خواهد ؛ و اين دو معنى را متحمل است : يكى آنكه ايشان را تسلّى و دلخوشى داد بر آنكه دنيا بر كس نماند و كار او انقلاب و انتقال است ازين قوم به آن قوم رود و از آن به اين آيد چنان كه گفته‌اند :
و حسبك قول النّاس فيما ملكته * لقد كان هذا مرّة لفلان
و ديگر آنكه ايشان را وعده داد و طمع افكند در آنكه زمين مصر و ملك فرعون ايشان را خواهد بود . آنگه گفت :
[ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ]
، و عاقبت و سر انجام نيكو پرهيزگاران راست ؛
هامش
( 1 ) - اشاره بقرائت ديگر است كه « إلاهه » را بكسر همزه مصدر بر وزن و معنى عبادت گرفته‌اند و بكاف خطاب مضاف دانسته‌اند نه جمع « إله » چنان كه جوهرى در صحاح گفته : « أله بالفتح إلاهة اى عبد عبادة و منه قراءة ابن عباس « و يذرك و إلاهتك » بكسر الهمزة قالوا و عبادتك ، و كان يقول : ان فرعون كان يعبد و منه قولنا « اللّه » و اصله الاه على فعال بمعنى مفعول لانه مألوه اى معبود كقولهم امام فعال بمعنى مفعول لانه مؤتم به ( تا آخر كلام او كه بسيار نفيس است ) و بعضى بنابر قرائت إلاهة تاء را تاء تأنيث گرفته و گفته‌اند كه : مراد به آن آفتاب است و فرعون آفتاب پرست بود و قول مصنف كه « گفتند كه إلهه آفتاب بود » اشاره به اين است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 230 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)