هر دو هزل بود و ايشان را مغرور كرد و بفريفت زندگانى دنيا پس ما امروز ايشان را فراموش كنيم از ثواب چنان كه ايشان اين روز را و رسيدن به آن را فراموش كردند و بلهو و لعب آنچه خواستند حرام كردند ، نسيان بر خداى تعالى روا نيست امّا چون ايشان از بهر اين روز عملى نكردند گوئى كه اين روز را فراموش كرده بودند و خداى تعالى چون ايشان را طاعت و عبادتى نبود ثوابى نداد گوئى ايشان را فراموش كرد از ثواب ، وجهى ديگر آنست كه با ايشان در دوزخ معاملهء منسيّان رود تا ايشان آنجا مخلّد و مؤبّد باشند و كسى را كه در زندان خواهند داشتن تا به مردن گويند كه : او را در زندان فراموشان كردند ، ابو روق گفت : مراد به [ دين ] در آيت روز عيد است كه روز عيد مسلمانان را روز عبادت باشد ايشان اين روز را بلهو و لعب و بازى گرفتند بر خلاف فرمان خداى و به دنيا مغرور شدند تا لا جرم ما نيز ايشان را امروز در دوزخ رها كنيم چنان كه ايشان استعداد و ساز اين روز رها كردند و آيات و دلالات ما را جحود و انكار كردند
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 52 تا 53 ]
وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 52 ) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 53 )
حقّ تعالى درين آيت خبر ميدهد و ميگويد كه : ما آورديم بايشان كتابى يعنى بر پيغمبر ايشان فرستاديم تا بر ايشان خواند و ما آن را مفصّل و مبيّن و مشروح گردانيديم با كمال علم خود و اشتباه و التباس ازو زايل كرديم تا هدايتى و بيانى و رحمتى باشد گروه مؤمنان را ، و قرآن اگرچه دليل و بيان و حجّت است كافران را هم بر آنحدّ كه مسلمانان راست نگفت كه : هدايت كافران است ؛ تا ايهام نيفتد كه كافران به آن مهتدىاند ، آنگه حق تعالى گفت : اين كافران چه انتظار ميكنند و چه توقّع دارند كه با اينهمه آيات و حجج و ادلّه ايمان نمىآرند همانا انتظار هيچ چيز نميدارند مگر آمدن تأويل اين آيات را يعنى جزا و عقوبت آن را در روز بعث و نشور و حساب و كتاب ، و « تأويل » عاقبت چيزى و