آنگه نكند وى را يك حسنه بنويسند و چون عزم كند كه سيّئه نكند آنگه بكند او را يك سيّئه بنويسند سفيان ثورى گفت كه : چون خداى تعالى اين آيت فرستاد كه :
من ذا الّذى يقرض اللّه قرضا حسنا فيضاعفه له اصغافا كثيرة ؛ رسول گفت : زدنى ، بار خدايا بيفزاى امّت مرا ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : انّما يوفّى الصابرون اجرهم به غير حساب ، آنگه خداى تعالى در عقب اين فرمود : و هم لا يظلمون ، و بر ايشان ستم نكنند و از حقّ ايشان هيچ باز نگيرند و آنچه بالاى استحقاق باشد از عقاب بر ايشان ننهند آنچه حق بنده بود بر خداى تعالى از ثواب ؛ يكى را ده بدهد يكى باستحقاق و نه بتفضيل ؛ و آنچه حقّ خداى بود بر بنده ذرّهء بيش نستاند كه ظلم باشد و ظلم بر وى روا نيست ، سختترين چيزى كه از خداى بر بندگان آيد روز قيامت عدل باشد و آنچه از وى اميد دارند فضل باشد .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 161 تا 163 ]
قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 161 ) قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 162 ) لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ( 163 )
بگوى اى محمّد كه : خداى من مرا هدايت كرد يعنى بيان و لطف و توفيق داد به راه راست كه راه ايمان و اسلام است دينى راست كه ملّت و دين پيغمبر است بگشته از ملّتهاى باطل دور شده از آن ، و او يعنى ابراهيم عليه السّلام از جملهء مشركان نبود ابراهيم را براى آن تخصيص كرد تا عرب راغب شوند باجابت و متابعت كه ايشان از جملهء فرزندان او بودند و [ دين ] عامّتر است از ملّت براى آنكه در عقليّات و شرعيّات استعمال كنند و [ ملّت ] جز در شرعيّات استعمال نكنند و از آنجا [ ملّت ] گفت كه : باملاء رسول باشد آنچه بسمع توان دانستن از شريعت آنگه گفت : بگوى اى محمّد كه : نماز من و عبادت من و قربانيهاى من در حجّ و عمره و حسن بصرى گفت : يعنى دين من و حيات و زندگانى من و مرگ من خداى راست كه پروردگار عالميانست براى آن تخصيص نماز كرد كه درو انواع تقرّب است و خضوع از ركوع و سجود و تنزيه و تسبيح [ محياى و مماتى ] بر سبيل تفويض امر گفت با او و برائت از فعل و قوّت خود و گريختن با حول و قوّت او ، و براى آن