جمع كرده ميان اين چيزها با اختلاف جهات آن و آنكه بعضى عبادت است از فعل او و بعضى از فعل خداى تا باز نمايد كه آن افعال خالص او را مىكند بىاشتراك غيرى در آن و مرگ و زندگانى براى عموم احوال و استغراق جملهء حالات را چون آن تسليم كرده باشد بخداى هيچ بنماند از او كه نه خداى را باشد چه حال ازين دو بيرون نيست و مورد آيت مورد خضوع و خشوع و تسليم و تفويض است با خداى تعالى ، و گفتهاند كه : [ محياى و مماتى ] مراد آنست كه هر چه ميكنم در حال حيات خود و آنچه بر آن باشم و بر آن بميرم از ايمان و طاعت و عمل صالح همه خاصّ و خالص مر خداى راست كه پروردگار عالميانست آن خداى كه يكى است و وى را دويمى نيست در إلهيّت و قديمى ، و مرا كه محمّدم به اين اخلاص فرمودهاند و من اوّلين مسلمانانم از بهر آنكه اسلام هر پيغمبرى مقدّم بود بر اسلام امّتش .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 164 تا 165 ]
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ( 164 ) وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ( 165 )
حق تعالى ميفرمايد رسول خود را و ميگويد : بگوى اى محمّد اين كافران را بر سبيل انكار و توبيخ و تقريع و احتجاج بر ايشان كه : آيا هرگز روا باشد در عقل كه من عبادت خداى رها كنم و خدائى جويم بخلاف او و اوست كه آفريننده و پرورنده و مالك هر چيزيست و هيچ خدائى نيست حاصل بر صفات كمال غير او ، روا بود كه اين معبود را بگذارم و عبادت معبودانى كنم كه ايشان سزاى پرستش نباشند ؟ ! براى آنكه مصنوع و مربوبند تا به همه حال ايشان جواب دهند كه : روا نباشد ، و اين جواب آنست كه ايشان پيغمبر را گفتند كه : بيا تو يك سال خدايان ما را پرست تا ما نيز يك سال خداى ترا پرستيم آنگه خداى تعالى گفت :
[ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ ]
و هيچ نفس كسبى نكند و معصيتى نيارد الّا كه جزاى آن و و بال آن برو باشد و بر ديگرى نباشد و هيچ نفس