بر جاى خود باشند با خود گويند كه : مگر شب غلط كردهايم يا نماز سبك كردهايم ديگر باره با سر نماز شوند و تسبيح كنند و ستاره هم بر جاى خود بينند از آن بترسند و يكديگر را آواز دهند و بمسجدى كه در محلّهء ايشان باشد حاضر آيند و اين حال با يكديگر بگويند و بگريند و جزع و فزع كنند چون مقدار سه شب بگذرد حق تعالى جبرئيل را فرستد تا آفتاب و ماه را گويد كه : خداى تعالى شما را ميفرمايد كه : هر دو بيكجاى از مغرب برآئيد آنگه بفرمايد تا نور از ايشان بستانند و فرشتگان كه بر ماه و آفتاب موكّل باشند جزع كنند و بگريند از فزع و هول قيامت چنان كه اهل آسمان و سرادقات عرش بشنوند و از گريهء ايشان بگريند آنگه آفتاب و ماه را بيارند نور از ايشان بستده و بمانند دو جرم سياه از مغرب بر آرند متهجّدان و نماز كنندگان كه آن ببينند جزع كنند و آنان كه غافلان و تقصير كنندگان باشند چون مردگان از گورها ناگاه برخيزند فذلك قوله تعالى :
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ ؛
اهل دنيا با يكديگر بنالند و مدهوش شوند و مادران از فرزندان مشغول شوند و شير دهندگان كودك شير خواره را فراموش كنند و فرو گذارند زنان حامله بارهاى حمل بيفكنند صالحان را گريه سود دارد و طالحان و كافران را سود ندارد چون آفتاب و ماه بميان آسمان رسند جبرئيل بيايد و ايشان را برگرداند و به مغرب برد و بدر توبه فرو برد يكى از صحابه گفت : يا رسول اللّه در توبه چه باشد ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : خداى تعالى از وراى مغرب درى آفريده برو دو مصراع از زر سرخ مكلّل بانواع جواهر از مصراعى تا مصراعى چهل ساله راه بود كه سوارى نيك رو رود و آن در تا خداى تعالى آفريده است آن را گشاده است تا به آن روز كه آفتاب از مغرب برآيد پيش از آن هيچ بندهء نباشد كه توبهء نصوح كند و الّا توبهء او به آن در به آسمان برند و بر خداى تعالى رفع كنند معاذ جبل گفت : يا رسول اللّه توبهء نصوح كدام باشد ؟ - گفت : آنكه گناهكار بر گناه پشيمان شود عذر خواهد با خداى و با سر گناه نشود چنان كه شير با پستان نشود جبرئيل ماه و آفتاب را به آن در فرو برد و حق تعالى بفرمايد تا آن در فراز كنند و بر هم دوزند چنان كه هيچ شكافى بنماند چون آن در در بندند پس از آن توبهء هيچ تائب قبول نباشد و پس از آن هيچ كافر را ايمان سود ندارد و