تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
او آن خدايست كه بيافريد شما را از يك نفس يعنى آدم عليه السّلام پس شما را جاى قرارى و قرار گاهيست يعنى رحم مادر تا بوقت زادن و جاى وديعتى است يعنى گور تا بروز قيامت . سعيد جبير گفت : [ مستقرّ ] شكم مادر است و [ و مستودع ] صلب پدر است ، او را بوديعت بصلب پدر دادند تا مدّتى آنجا باشد بوقت مطالبه برحم مادر آيد و درو قرار گيرد تا وقت خود ؛ آنگه جايگاه بدل كند به زمين آيد آن مستقرّى ديگر است و او مدّتى آنجا بماند آنگه از آنجا بمستودع لحد آيد آنجا قرار گيرد و وديعت او باشد تا بوقت بعث ، آنگه از آنجاش برانگيزند تا بمستودع عرضگاه آيد آنجاش مدّتى مقام باشد از آنجاش بمستقرّ بهشت يا دوزخ برند و آن مستقرّى باشد كه از آنجاش رحلت و انتقال نباشد كريب گفت كه : عبد اللّه عباس مرا بخواند گفت : بنويس : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم من عبد اللّه بن عباس الى حبرها أمّا بعد فحدّثنى عن مستقرّ و مستودع ، آنگه گفت مرا كه : اين نامه بفلان جاى بر و بفلان مرد جهود ده كه او حبريست از احبار ، من نامه ببردم و به دو دادم در او نگاه كرد و گفت : مرحبا بكتاب خليلى من المسلمين ، آنگه مرا به خانه برد و چند سفط پيش آورد صحيفه‌ها بر ميگرفت فرو مىنگريد و مىانداخت گفتم : اين چيست كه مىاندازى ؟ - گفت : اين نوشته‌هاى جهودان است كه بدروغ نوشته‌اند طلب نوشتهء موسى ميكنم تا آنگه كه نوشتهء بر گرفت و فرو نگريد و گفت : اين نوشتهء موسى است آنگه ساعتى تأمّل كرد پس نوشت كه : مستقرّى در رحم باشد و مستقرّى در زمين ، و مستقرّى در شكم زمين در گور ، و مستقرّى كه مأوى و مصير او باشد از بهشت يا دوزخ ؛ آنگاه برخواند : و نقرّ فى الارحام ما نشاء و لكم فى الأرض مستقرّ و متاع الى حين ، حسن بصرى گفت : مستقرّ در گور باشد و مستودع در دنيا ؛ و گفتى : يابن آدم انت وديعة فى اهلك و يوشك ان تلحق بصاحبك ، آنگه اين بيت برخواندى :
و ما المال و الأهلون إلّا وديعة * و لا بدّ يوما ان تردّ الودائع
آنگه گفت :
[ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ ]
ما آيات و دلائل مفصّل و مبيّن كرديم براى قومى كه دانند .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 98 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)