از عبارت شريف قرآنى « فقال لهم . . . » ( البقرة / 234 ) .
( 466 ) 19 / 8 « ايشانرا گفت » .
جز « ايشا » چندان در دستنوشت روشن نيست .
( 467 ) 19 / 9 « چهارپايان . . . . . . » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 2 ، ص 275 ) آمده است : « و چهارپاهايشان نيز بمردند . » . ما درست نمىدانيم در رويهء 30 دستنوشت ما ، پس از « چهار پايان » لفظ يا الفاظى هست ( يا بوده ) يا نه ؛ نقطهچين را به احتياط گذاشتهايم .
( 468 ) 19 / 9 « [ . . . ] » .
نغزك : مطالب اين صفحه مربوط به فرخنده آيت 249 از سوره فرّخ بقره است . طبعا بين صفحهء 30 و 31 از دستنوشت صفحههائى بوده است كه امروز نيست و چنگك و نقطهچينها نمايندهء افتادگى دستنوشتست .
( 469 ) 19 / 10 « چون لشكر نزديك هم رسيذ » .
« هم » ، از سر ، پيوسته به پوشيدگى است ، و شايد ادامهء لفظي باشد يا پيش از آن لفظي بوده باشد . رسيذ هم - كه ظاهرا به خطّ اصلى است - بالاى « هم » و در سوى چپ نوشته شده است .
جمله بىاشكال به نظر نمىرسد . شايد صورت درست جمله اين باشد : « چون دو لشكر نزديك هم رسيذند » - و اللّه اعلم بحقائق الأمور .
( 470 ) 19 / 11 و 12 « و لشكر » ، « آنانك » .
چندان در دستنوشت روشن نيست .
( 471 ) 19 / 12 « دل بر مرگ نهاذه بودند » .
دل نهادن بر چيزى : رضا دادن بدان ، خود را آمادهء پذيرفتن آن كردن ، تن دادن به چيزى ، گردن نهادن به چيزى ، منتظر آن بودن .
« هر كه ننهادست چون پروانه دل بر سوختن * گو حريف آتشين را طوف پيرامن مكن » ( سعدى ) « روى بر خاك و دل بر هلاك نهاد » ( گلستان ) .
( لغتنامهء دهخدا ) .
( 472 ) 19 / 12 « اميد » .
هم به تشديد ميم و هم بىتشديد ميم ، در متنهاى كهن به كار رفته است .
به تشديد ميم :
« نقش امّيد چون تواند بست * قلمى كز دلم شكستهترست » ( خاقانى ) بىتشديد ميم :
« اميدم چنانست كز كردگار * نباشى جز از شاد و به روزگار » ( فردوسى )
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٤٣