« از كمال حزم و سوء الظنّ خويش * نى ز نقص و بددلى و ضعف كيش » ( مثنوى ) ( نگر : لغتنامهء دهخدا ؛ نيز : غلط ننويسيم ؛ نيز : كليله و دمنه ، ص 105 و 321 ، حاشية ) ( 457 ) 19 / 2 « كراهيت داشتند » .
كراهيت : بىميلى ، نفرت ، بيزارى . ( لغتنامهء دهخدا ) كراهيت داشتن : نفرت داشتن ، بىميل بودن ، ناپسند داشتن .
مرحوم مينوى ( در حاشيهء ص 81 از كليله ) مىگويد : « كراهيت : كلماتي بر اين وزن از عربى گرفتهايم همه بدون تشديد مثل علانيه و رفاهيت و صلاحيت و كراهيت . . . بتشديد تلفّظ كردن كليّهء اين كلمات غلط فاحش است . » .
در دستنوشت ما « كراهيت » به تشديد نوشته شده است و در لغتنامهء دهخدا هم بيتي از مثنوى نقل شده كه در آن « كراهيت » به تشديد خوانده مىشود . دور مىدانم كه حكم مرحوم مينوى در بارهء « غلط فاحش » بودن اين صورت ، پذيرفتنى باشد .
( 458 ) 19 / 3 « . . . كى و با در آن » .
شايد به جاى نقطة چين باشد : « زمينى است » . به علّت پوشيدگى قسمتى و ناواضحى قسمت ديگر نمىتوان بروشنى قرائت نمود . حدس مىزنم يكى دو جزء پيداى اوّل عبارت با پنداشت ما سازگارست .
( 459 ) 19 / 4 « خذاى » .
دستنوشت چندان روشن نيست ولى به سنجش با عبارات پسين گمان مىكنم قرائتمان درست باشد .
البتّه يقين ندارم .
( 460 ) 19 / 4 « طايفهء » .
حرف واپسين در دستنوشت پوشيده است به تناسب جمله چنين ضبط شد .
( 461 ) 19 / 5 « از . . . بيرون آمذند » .
قسمت أعظم ضبط جاى نقطة چين پوشيده است ؛ شايد « شهرها » باشد يا « سرايها » ( سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - چ شعرانى ، ج 2 ، ص 270 ) يا . . . .
( 462 ) 19 / 6 « ملك » .
در دستنوشت بر زبر كاف ، فتحهاى ديده مىشود .
( 463 ) 19 / 7 « در نفس » .
در دستنوشت چندان روشن نيست ولى گمان به صحّت قرائت دارم . سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح ( قدّس اللّه تعالى روحه العزيز ) ، چ شعرانى ، ج 2 ، ص 274 ؛ در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 605 ) هم ، « في أنفسهم » آمده است كه مؤيّد قرائت ماست .
( 464 ) 19 / 7 « تو ندارند » .
قسمتى از عبارت پوشيده و ما بقي ناروشن است .
به حدس چنين ضبط كرديم . سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 2 ، ص 275 .
( 465 ) 19 / 8 « قال . . . » .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٤٢