( 429 ) 18 / 7 « و آنانك از . . . » .
در دستنوشت : آنانك كى [ ! ] از . . . .
( 430 ) 18 / 7 « مفارقت » در عكس چندان روشن نيست .
( 431 ) 18 / 7 « فرو گذاشتند » .
فرو گذاشتن : ترك كردن . رها كردن . فرو گذاردن .
« چه از دير سالها اين عادت فرو گذاشته بودند . . . . . » ( مجمل التّواريخ و القصص ) .
« يا بخت من طريق محبّت فرو گذاشت * يا او به شاهراه طريقت گذر نكرد » ( حافظ ) « انديشه كنم كه وقت يارى * در نيم رهم فرو گذارى » ( نظامى ) ( لغتنامهء دهخدا ) ( 432 ) 18 / 7 « و جاهدوا » .
در دستنوشت ناروشن است . به قرائت يقين ندارم .
( 433 ) 18 / 8 « مشركان » .
نيمى از كلمه - ظاهرا زير كاغذى - پوشيده است . از قرائتم مطمئن نيستم .
( 434 ) 18 / 8 « كارزار كردند » .
در دستنوشت روشن نيست ؛ با كمك يادداشت كاتب در گوشهء زيرين رويهء پيشين خوانده شد .
( 435 ) 18 / 9
« أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ »
.
در دستنوشت ناواضح است .
( 436 ) 18 / 9 « ايشان آنانند » .
در دستنوشت « ايشا » و « نند » رؤيت مىشد . ما بقي را به تناسب معنا ضبط كرديم .
( 437 ) 18 / 9 « رحمت » .
اگر در دستنوشت « برحمت » باشد به سبب ناروشنى نتوانستهايم بخوانيم .
( 438 ) 18 / 10 « و اللّه » .
دستنوشت چندان روشن نيست . نمىدانم « واو » را آورده است يا نه ؟ ( 439 ) 18 / 10 « - تعالى - » .
جز « لي » يا چيزى شبيه آن پيدا نيست . به گمان ، چنين خوانديم .
( 440 ) 18 / 10 « پوشنده » .
در فرهنگنامهء قرآنى ( ج 3 ، ص 1070 تا 1072 ) در ترجمهء « غفور » قرآنى چنين ، برابر نهادههائى ضبط گرديده است :
« پوشنده » و « پوشنده گناه » و « پوشنده گناهان » ، « برنده گناهان » ، « آمرزنده » ، « آمرزگار » ، « در گذارنده » و « آمرزشكار » و « آمرزيدگار » و . . . .