تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بدانيد كه : تركيب تن آدمى در آفرينش ، دليلى روشن بر منكران بعث است كه مىگويد : من آن خداوندى هستم كه تن و هيكلى بدين زيبائى ، قدّى و قامتى و صورتى بدين نيكوئى ، از نطفه‌اى مهين ( خوار و خرد ) در قرارگاهى مكين ( زهدان ) آفريدم ، تن و هيكلى كه اگر تأمل كنى دريابى كه همان گونه كه در آسمان ( ما ) هفت فلك مرتب كرده ! در بدن آدمى هم هفت عضو بهم آميخته ! كه عبارتند از : آب ، خاك ، گوشت ، پوست ، رگ ، پى ، استخوان ! و چنان كه فلك بر دوازده بخش آمده ، آدمى را هم دوازده سوراخ بخشيده : دو چشم و دو گوش و دو بينى دو پستان و دو راه معتاد و دهان و ناف است ! و همان گونه كه در فلك آسمان ( ما ) هفت ستاره است « 1 » آدمى هم داراى هفت قوه است نيروى بينائى ، شنوائى ، چشائى ، بويائى ، مالشى ، و نيروى سخن‌گوئى و خردمندى است و اصل همهء اين نيروها در دل ( قلب ) است چنان كه پيغمبر در حديثى به اين امر اشاره فرموده و گويد : در داخل بدن آدمى تكه گوشتى است كه چون او درست و سالم و صالح باشد ، ساير بدن آدمى هم سالم و درست و صالح است ! « 2 » و اين هم مانندىها ، همه اعتبار جسد آدمى به عالم علوى است . اما در عالم سفلى ، تن آدمى همچون زمين ، استخوانها همچون كوه‌ها ، مخ و مغز همچون كانها ، اندرون تن همچون درياها ، رگها و روده‌ها همچون جوىها ، گوشت تن همچون خاك ، موى تن همچون گياه ، پيش‌روى چون خاور ، پشت سر چون باختر ، راست چون جنوب ، و سمت چپ چون شمال ، نفس چون باد ، سخن چون رعد ، صدا چون صاعقه ، خنده چون نور ، غم و اندوه چون تاريكى ، گريه چون باران ، روزگار كودكى چون بهار روزگار جوانى تابستان ، روزگار پيرى چون پائيز ، روزگار كهن‌سالى چون زمستان ! و همىدان كه هيچ حيوان و نبات و صامت و ناطق نيست كه خاصيت او در اين نقطهء خاكى نيابى ! از اينجا است كه بزرگان دين گفته‌اند : لطيفه : همه چيز در آدمى بازيابى و آدمى را در هيچ چيز بازنيابى و اين تن بدين صفت كه شنيدى مانند تختى است كه شاهى بر آن نشسته كه آن را دل گويند « 3 » و او را با اين خاك تيره خويشاوندى نه ! و هم چون زندانى ، او را آرام و قرارى نه ! شب و روز در اين انديشه كه كى از اين قفس تن رها شود و به جهان
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ
رود و پيوسته گويد :
كى باشد كاين قفس پردازم * در باغ خدائى آشيان سازم

سوره 22 آيه 6

6 -
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى .
آيه . اين اختلاف احوال مردم به اين سبب بيان نمود كه وى به راستى خدا است و خدائى را سزا است ، وجودى كه فناء در او راه نه ! موصوفى كه صفات او به عقل آدمى دريافت نه ! خلق آفريد چنان كه خواستهء او بود ، و كسانى را برگزيد كه خواست او بود ، در آفريدن خلق از شركت ، مقدّس ، و در گزيدن پيمبران از تهمت ، منزّه ، تنها به تقاضاى قدرت به وجود آورد و به تقاضاى رحمت بر پا داشت و به تقاضاى غيرت بسوى عدم برد و به تقاضاى حكمت حشر كرد ! لطيفه : خداوند يگانه ، مخلوق را براى اظهار قدرت خلق كرد ! و براى اظهار كرم روزى داد ، و براى اظهار جبروت ميرانيد ، و در آخر براى كيفر و پاداش دوباره زنده كرد ! چنان كه آدمى ، نخست نطفه بود ، به قدرت خود
هامش
( 1 ) علت تعبير فلك آسمان به هفت فلك و هفت ستاره آنست كه در صدر اسلام سيارات ديگر عالم شمسى كشف نشده بود و آنچه مىديدند مىنمودند ! ( 2 ) ملاحظه كنيد پيغمبر اسلام در چهارده قرن پيش اهميت وجود قلب را در بدن آدمى چسان شناخته و تعريف مىكند كه تن درستى و سلامتى و صلاحيت و پاكى آدمى را به قلب ( دل ) او مىپيوندد ! ( 3 ) در اين تعبير روح و دل يكى فرض شده كه آن غير از قلب آدمى است چون دل بر دو گونه است مادى و معنوى !
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 86 | احمد بن محمد ميبدى