در درياى عيان غرقهء نور رحمن ، گروهى را به زيور بهشت بيارايند و گروهى هستند كه بهشت را به روشنى سيماى ايشان بيارايند !
سوره 22 آيه 24
24 -
وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ .
آيه . گفتار پاك آنست كه از دعوى پاك است و از خودبينى و خودستائى دور ، و به نياز نزديك ، و به عجز خويش اقرار ، و به گناه خويش اعتراف كردن ، و به سوز و گداز ، اقتداء به آدم كردن و
ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ،
گفتن است .
عارفى بزرگوار گويد : من در اين امر نظر كردم : نزديكترين راه بسوى خدا اظهار نياز و دورترين راه اظهار دعوى كردن كه پردهاى زمخت ميان او و حق است يافتم ! و هيچ حجابى سختتر از دعوى نيافتم ، اينك به راه ابليس نگر تا همه دعوى بينى و به راه آدم نگر تا همه نياز بينى .
اى آدم تو خود مىگوئى : ما بر خود ستم كرديم . اى ابليس تو خود نيز گوئى : من بهتر و برترم ! همهء موجودات از كتم عدم به فضاى قضا آوردند و گياه نياز از خاك آدم رست ، تا مسجود فرشتگانش كردند ! و بر تخت خلافتش نشاندند ! و مقرّبان را پيش تخت وى به پاى كردند و از نياز او ذرّهاى كم نشد و باز گفت : خداوندا ، ما به خود ستم كرديم ! خداوندا ، آن همه فضل تو است و مسند خلافت عطاى تو است .
نيز گويد : اى مسكين ، مردان خدا با نفس خود جنگى كردند و اين جنگ را هرگز روى صلح نيست !
عزيزى گويد : روزى گناهى كردم ، سيصد هزار بار توبه كردم و هنوز خود را از آن گناه در خطر مىبينم مردان خدا نفس خويش را ضد دين يافتند و مرد دين با ضد دين به صلح كى تواند بود ؟ گاه آن نفس را به خوك و گاه به سگ وصف كردند ، هر نقشى كه برو كردند راست آمد مگر نقش دين !
اى نفس خسيس همّت سودائى * بر هر سنگى كه بر زنم قلب آئى
سوره 22 آيه 25
25 -
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ .
آيه . اشارت است به جوانمردى ، زيرا نزد جوانمرد ، مقيم و مسافر يكى هستند و در خانهء وى هركه فرود آيد حرمت دارد و دليل عمده سخن خداوند است كه مىگويد : در حرم من چه شهرنشين چه باديهنشين هر دو يك حال دارند و يك مقام ! كه هر زينهارى و هر خواهندهاى را به سراى جوانمردان و پناه كريمان راه بود و چون بازگردانند ، آنكه شكستهتر است بيشتر نوازند ، و هركه دور تر او را نزديكتر دارند !
تفسير لفظى [ آيات 26 الى 37 ]
26 -
وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ .
( ياد كن اى محمّد ) آنگاهى كه ما ابراهيم را در جايگاه خانه جاى ساختيم ، ( و گفتيم ) كه با ما چيزى را انباز نگيرى و خانهء مرا براى طوافكنندگان ( گرد خانه ) و اقامتكنندگان و نمازگزاران ( آن خانه ) پاك دارى .
27 -
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ .
و مردمان را بانگ زن به آهنگ خانهء ( من ) تا پيادگان و سواران بر شتران نزار و باريك ، از هر شاه راه دور بيايند .
28 -
لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ .
تا به سودهائى كه ايشان را روا داشتم برسند ،