علامت به عامهء مردم است و نداى كرامت به خاصان است ، نداى علامت ، تخويف است و تحذير ، و نداى كرامت تشريف است و تبشير .
. . . اتَّقُوا رَبَّكُمْ .
اين دو كلمه ، يكى قهر است يكى لطف .
اتَّقُوا
قهر است كه مىداند به عدل خويش و
رَبَّكُمْ
لطف است كه مىنمايد به فضل خويش و بنده را ميان قهر و لطف نگاه مىدارد ، تا در بيم و اميد زندگى كند ! چون در بيم باشد به كار خود مىنگرد و مىزارد ( زارى مىكند ) چون در اميد بود به لطف خداوند مىنگرد و مىنازد ! چون به خود نگرد همه سوز و نياز شود ، و چون به حق نگرد همه راز و ناز شود .
پير طريقت گفت : خدايا ، گاهى به خود نگرم گويم از من زارتر كيست ؟ گاهى به تو نگرم گويم از من بزرگوارتر كيست ؟ بنده چون به عمل خود نگرد به زبان تحقير از كوفتگى و شكستگى خود گويد :
پرآب دو ديده و ، پرآتش جگرم * پرباد دو دستم و ، پر از خاك سرم
و چون به لطف الهى و فضل ربّانى نگرد ، به زبان شادى و نعمت آزادى گويد :
چه كند عرش ، كه او غاشيهء من نكشد ؟ * چون به دل غاشيهء حكم و قضاى تو كشم
بوى جان آيدم از لب ، چو حديث تو كنم * شاخ عزّ رويدم از دل ، چو بلاى تو كشم
. . . إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ .
آيه . زلزلهء رستاخيز را چه شرح و نشان توان داد ؟ كه خداوند مىفرمايد :
شَيْءٌ عَظِيمٌ .
چيزى بزرگ است ، روزى و چه روزى ! ساعتى و چه ساعتى ! كارى و چه كارى ! روز بازارى و چه روز بازارى ! سراپردهء عزّت به صحراى قدرت زده ، بساط عظمت گسترده ، ترازوى عدل آويخته ، صراط راستى باز كشيده ، زبانهاى فصيح همه گنگ و لال گشته ، عذرها همه باطل كرده كه فرمود : امروز روزى است كه سخن نمىگويند و اجازهء عذرخواهى نمىدهند . چه بسا پردهها كه آن روز دريده گردد ! چه بسا نسبها كه بريده شود ! بسا سپيدرويان كه سياهرو گردند ! بسا پارسايان كه رسوا شوند ! بسا كلاه جاه و جلال دولتها كه در خاك خوارى افكنند ! و بسا منشور پادشاهان كه آن را خطّ عزل بركشند ! كه امروز روز فرمان حق است ! چه بسا پدران كه در ته دوزخ فرياد مىكشند و فرزندانشان در مرغزار بهشت مىخرامند ! كه آن روز پدر را به گناه پسر و پسر را به گناه پدر نمىگيرند !
نوشتهاند در اخبار : كه از سياست روز جزا ، آدم صفى پيش آيد و گويد بار خدايا ، مرا بگذار ، و با فرزندان من تو دانى چه كنى ؟ - نوح نوحهكنان پيش آيد و گويد : خداوندا ، بر ضعف و درماندگى من رحمت كن ! موسى و عيسى هريك پيش آيند و گويند بار الها ، ما هر يكى به خود درماندهايم بما رحمت نما ! و همگى به زبان ناتوانى در حالت درماندگى فرياد : وا نفساه نفسى نفسى ( خودم ، خودم ) بلند كنند ! .
در آن ميان سيّد دو جهان ، ستارهء زمين و آسمان ، پسنديدهء خداوند رحمان ، در صحراى قيامت ظاهر شود ، همچنانكه ماه دو هفته ، عالم را روشن كند و فلك گلشن شود ، سيّد بنىآدم جمال و كمال خود بنمايد و روشنائى رخسار وى به جهان رستاخيز افتد ، امّت من امّت من گويد ، و اهل ايمان را سعادت و امان پديد آيد ، چنان كه آفتاب اندر فلك به ستارگان همى گذر كند ، آن مهتر عالم هم به مؤمنان گذر همىكند ! و به رخسار آنان نظر همىافكند ! و اهل ايمان را به شفاعت همىدارد . !
سوره 22 آيه 5
5 -
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ .
آيه . اگر در راستى روز رستاخيز شك داريد