و زمين است و جانوران و جمادات ، خداى را سجده كنند ، برخى از آن سجدهها را آدمى به عقل خود فرايافت و از ادراك آن ناتوان نه ، و بر دانش وى پوشيده نه ! مانند سجود فرشتگان در آسمانها و مؤمنان در زمين ، و بعضى ديگر از سجدهها است كه عقل آن را نمىپذيرد و دل در آن مىشورد ولى دين آن را قبول مىكند ، و خداوند به درستى آن گواهى مىدهد ، سجدهء آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جنبندگان است كه خداوند در قرآن آن را ياد كرده و آنچه كه بر خرد محال است خداوند به آن قادر بر كمال است ، معقول و نامعقول را مقدّر است و مقتدر ، فاطر است و مدبّر ، نه به اول عاجز و نه به آخر قاصر !
اى جوانمرد ، حيلت در رزق محنت بار آورد ، و تكلّف در دين حيرت بر دهد ! نه رزق به دست ما است نه دين به عقل ما است ، هر دو را گردن بايد نهادن و كار به خدا سپردن ( و با توكل به او كار و كوشش كردن ) سخنان حق ، راست و استوار است هرچند بر خرد دشوارى است !
ببين اى جوانمرد ، خداوند در قرآن مىفرمايد :
( جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ )
ديوار مىخواست بيفتد ! ديوار كه اراده ندارد ! جاى ديگر
( ثِيابٌ مِنْ نارٍ )
جامهها از آتش به كافران در دوزخ مىپوشند ! - جامه كه از آتش ساخته نمىشود ! جاى ديگر :
( إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ )
در دوزخ درختى آتشين است - درخت كه آتشين نمىشود ! جاى ديگر
( قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ )
آسمان و زمين گفتند ما اطاعت داريم ) ! - جسم بىجان كه سخن نمىگويد ! جاى ديگر :
( تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ )
- آتش همچنان خشم كرد كه نزديك بود پاره شود :
جسم بىجان كه خشم نمىكند ! جاى ديگر :
( وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ )
دوزخ گفت آيا بازهم بيشتر ؟ ! - دوزخ كه سخن نمىگويد ؟ - جاى ديگر .
( وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ ) ،
رعد خداوند را ستايش مىكند ! - رعد كه دانائى و گويائى ندارد ! جاى ديگر :
( وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ) .
! ماه در سير خود چگونه به دونيم شد و بر دو كوه نشست ! ( جاى ديگر :
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
! خداوند بر عرش مستوى است ! خدا كه مكان ندارد و در همه جا است ! ! همه اينها را عقل ظاهر نمىپذيرد ولى خداوند به آن عيان و استوار ، و مسلمانان آنها را به نور هدايت پذيرفته و بدان ايمان آوردند و به نيروى اخلاص آراميدند و به مايهء بصيرت و بينائى ايستادند و آن را دين دانستند و تهمت به عقل خود زده و عيب را از سوى خود ديدند و همه را راست و درست از خدا دانستند « 1 » .
. . . وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ .
آيه . بيچاره آن كس كه راندهء درگاه شده و در ازل داغ خسران بر رخسار او نهاده و به تازيانهء انتقام از مقام قربش براندند ! اين بيچاره ، سابقهاى رانده چنان كه خود دانسته ، عاقبتى نهاده چنان كه خود خواسته ، و كس را بر آن اطلاع نداده ! يكى را امروز جامهء شرك داد و تراز حرمان ! و فردا جامهء قطران با تراز هجران ! يكى را امروز جامهء پرهيزكارى داد و فردا جامهء ابريشمين ! در آن بوستان و آب روان و جفت جوان و دل شاد و جان خرّم ! !
سوره 22 آيه 23
23 -
يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ .
آيه . همان گونه كه امروز اهل معرفت متفاوتند و مؤمنان در ايمان كمى و بيشى دارند ، فردا در سراى جاودان هم هركسى برحسب حال خويش و بر اندازهء معرفت خويش ، نوازش و كرم بيند ، چنان كه عابدان را جامهء ابريشمين ، و دستينههاى زرّين و مرواريد با حور عين ، و عارفان را جامهء تفريد
هامش
( 1 ) اگر همهء آن تعبيرات و كلمات به ظاهر مخالف عقل آدمى آمده ، ليكن از باب فصاحت و بلاغت كلام اين همه تعبيرها و بيانها در حقيقت استعاره است كه در علم ادب و كلام پسنديده و عقل ادبى هم آن را مىپذيرد .