تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
محقّقان ، معنى آيه اين است كه خدايا خداوندا ، پردهء عصمت از من بازمگير ، و بر ياد كرد و يادداشت خود مىدار ، و مرا از خود به ديگرى مشغول مدار ! پير طريقت گفت : خداوند را خزانه به كار نيست و او را به هيچ چيز و هيچ‌كس نياز نه ! هرچه دارد براى بندگان دارد ، فردا خزانه رحمت به عاصيان دهد ، و خزانهء فضل به درماندگان دهد ، تا هم از خزانهء او حقّ وى بگزارند ، كه بندگان از مال خود به گزاردن ( ادا ) حق او نرسند ! لطيفه : پادشاه كه دختر به گدائى دهد ، گدا را كابين ( كاوين ) كه سزاوار دختر پادشاه باشد نبود ! پس از خزانهء خود به گدا كابين فرستد تا مهر كريمهء خود از خزانهء وى دهد ! خداوند بندگان را بنواخت تا بشناختند ، توفيق داد تا پرسيدند ، تلقين كرد تا بخواستند ، دل آنها معدن نور كرد تا دوست داشتند ، خدائى كه بىرشوت دوست دارد ، و بىمنّت عطا دهد ، و بىوسيلت گرامى گرداند ، هركه نياز به او برد ، توانگرش گرداند ، هركه ناز به او كند ، عزيزش دارد ، اگر سالها بنده گناه كند و گويد : خدايا توبه كردم ، خدا گويد : پذيرفتم ! لطيفه : گويند عربى دعا مىخواند و مىگفت خدايا ، تو ديگرى يا بى كه عذاب كنى ! ولى من ديگرى را نيابم كه بر من رحمت كند جز تو !

سوره 21 آيه 92

92 -
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ .
آيه . مفهوم اين آيت ترغيب مؤمنان به راه راست و راه جماعت و اقتدا به پيشينيان كردن است ، زيرا خدا يكى و پيغمبر يكى و شريعت يكى است ، پس بىراهه نرويد تا گمراه نشويد ، من خداى شما هستم مرا بپرستيد ، شأن مرا بدانيد ، راز مرا در جريان تقدير نگاه داريد و دل خود را به ياد من دوام دهيد ، و عاقبت خود را آمرزش از من خواهيد . پير طريقت گفت : ايمان ما از راه سمع است نه به حيلت عقل ، به قبول و تسليم است نه به تأويل و تصرّف ، دل اگر گويد چرا ؟ گوئى من امر را سرافكنده‌ام ، عقل اگر گويد كه چون ؟ پاسخ ده كه من بنده‌ام ! ظاهر قبول كن و باطن بسپار . مصطفى فرمود : اينكه مىخوانيد و مىشنويد كه : خداوند هر شب بر آسمان دنيا نازل مىشود ! - يا - خدا بهشت جاويد به دست خود ساخته ! - يا - خداوند به دست خود درخت طوبى در بهشت كاشت ! - يا - خداوند به دست خود ستمگر را در آتش مىاندازد ! - يا - روزگار را بد مگوئيد كه هم او خدا است ! - يا - خداوند بر عرش قرار دارد ! مقصود از اين خلعتها نه اعيان آسمان و زمين و عرش و كرسى و بهشت و دوزخ است و نه مقصود ، نوازش و تشريف آن است ! ليكن در حكم قدم ( ازل ) رفته كه شما را در اين منزلها گذرى باشد و در اين مواضع نظرى ! در هر منزلى از اين منزلها ، كه خداوند فرمود : ما از لطف خود ، پذيرائى آماده كنيم تا چون دوستان ما در رسند بهره و نصيب خود را از نوازش و تشريف ما برخوردار شوند !

تفسير لفظى [ آيات 101 الى 112 ]

101 -
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ .
كسانى كه در خواستن نيكى از ما ، سابقه دارند ، از آتش دوزخ دورند .