تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
88 -
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ .
پس آواز او را پاسخ كرديم و از دل‌تنگى و دشوارى رهانيديم و ما مؤمنان را همچنان نجات مىبخشيم . 89 -
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ .
ياد كن زكريّا را كه خداوند را ندا كرد و گفت : خدايا مرا تنها و بىفرزند مگذار ! و تو بهترين وارث همه هستى ! 90 -
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ .
پس نداى او را اجابت كرديم و يحيى را به او داديم و همسر او را زاينده كرديم ، چون آنها در كارهاى نيك شتابان بودند و ما را هم فروتنان و فرمان‌پذيران و حكم‌پسندان بودند ! 91 -
وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ .
ياد كن آن زنى ( مريم ) كه عفت خود را نگاه داشت و از روح خود در او دميديم و او را و پسر او را شگفتى جهانيان كرديم . 92 -
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ .
( اى محمّد ) امّت شما تا بر يك دين باشند يك امّت هستند و مرا كه خداوند شما هستيم بپرستيد . 93 -
وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ .
( اين مردم ) كار دين خود را بريده بريده كردند و گروه گروه از هم جدا شدند درحالىكه همه را بسوى ما برمىگردانند و بازگشت همه بسوى ما است ! 94 -
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ .
پس هركس كه نيكوكارى كند و با ايمان باشد ، كردار او را ناسپاسى نيست و ما كارهاى او را نويسنده‌ايم . 95 -
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ .
و بر مردم شهرى كه ما آنها را هلاك و تباه كرديم حرام است ( نخواهند كرد ) كه هرگز بسوى ما ايمان آورند و برگردند به دنيا و از كفر توبه كنند ! 96 -
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ .
تا آنكه اگوگ ماگوگ بازگشايند و ايشان از هر تلى و تپّه‌اى بالا مىروند ! ( داستان اگوگ ماگوگ در قصّهء ذو القرنين ذكر شده ) . 97 -
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ .
وعدهء راست حق نزديك است و آن وقتى است كه چشمهاى كافران در آن روز گشاده مانده و مىگويند : اى واى هلاك بر ما كه غافل بوديم ! بلكه از ستمكارانيم . 98 -
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ .
شما مشركان و اين بتها كه مىپرستيد همه در دوزخ انداختن و سوختن هستيد كه همگى در آن وارد خواهيد شد ! 99 -
لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ .
اگر بتان خدا بودند هرگز وارد دوزخ نمىشدند ! درحالىكه شما و همه ايشان در آن جاويدانيد ! 100 -
لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ .
ايشان را در آنجا ناله و زارى است درحالىكه هيچ‌كس ناله و سخن آنان را گوش نمىكند . يا آنكه آنان هيچ چيز ديگر نمىشنوند !

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 21 آيه 87

87 -
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً .
آيه . خداوند را دوستانى است كه اگر يك چشم بهم زدن لشكر