تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
86 -
وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ .
و آنان را در رحمت ( نبوّت ) خويش درآورديم چون همه آنها از نيكان و صالحان بودند .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 21 آيه 78

78 -
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ .
آيه . داود و سليمان به حكم نبوّت مشتركند ، لكن در درجه و فضيلت تفاوت دارند . نبينى كه خداوند ، سليمان را درين يك مسئله فزونى داد و او را به علم و فهم مخصوصى گردانيد و ملكى بدان بزرگى به او داد و بر او منّت ننهاد بلكه حقارت آن را به وى نمود و گفت : عطاى ما را به هركس خواهى بده ، ليكن چون به فهم و علم رسيد بر او منّت نهاد كه علم و فهم ، غير از علم تفسير و تأويل است ، زيرا تفسير بواسطهء تعليم و تلقين است و تأويل به ارشاد و توفيق است ولى فهم بىواسطه به الهام ربّانى است ، تفسير بىاستاد به كار نيست و تأويل بىاجتهاد درست نيست ولى صاحب فهم را معلّم جز حقّ نيست ! تفسير و تأويل به دانش است و كوشش ، ولى فهم به يافتن است و كشش ! يكى از صحابه از رسول خدا معنى علم باطن يعنى علم فهم را پرسيد حضرت فرمود : علمى است ميان خدا و اولياء او ، نه فرشتگان مقرّب آن را دانند و نه احدى از بندگان خدا ، و فهم اين مردان خدا در اسرار كتاب و سنّت به جائى رسيده كه وهم ارباب ظاهر زهره ندارد گرد آن حرم محترم گردد ! ايشان را در هر حرفى مقامى ، و از هر كلمه‌اى پيغامى و از هر آيتى ولايتى ، و از هر سورتى سوزى و سورى ، وعيد در راه ايشان وعد است و وعد در حقّ ايشان نقد است !

سوره 21 آيه 79

79 -
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً .
آيه . ما به پدر و پسر حكمت و علم داديم . داورى داود و سليمان : مردى كشاورز و مردى چوپان نزد داود به داورى آمدند - كشاورز گفت : گلّهء اين چوپان كشت مرا پاك خورده و مرا از هستى انداخته . داود حكم داد كه همهء گوسفندان چوپان به كشاورز در برابر زيان او دهند . آن دو نفر ، قضيّه را براى سليمان كه كودكى يازده‌ساله بود نقل كردند . سليمان گفت : اگر من داور بودى چنين حكم كردى كه چوپان ، تخم براى كشاورز بكارد و تا مدتى كه تخم سبز شود و به ثمر رسد ، گوسفندان چوپان به كشاورز دهند تا از سود آنها بهره‌مند شود و چون حاصل آماده گردد گوسفندان به چوپان مسترد شود ! چون داود از رأى سليمان آگاه شد گفت : اى سليمان حقّ با تو است و رأى تو صواب است و همان گونه عمل كردند .

سوره 21 آيه 81

81 -
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً .
آيه . سليمان پيغمبر با آن همه مرتبت و منزلت او را گفتند : اى سليمان ، به دست تو جز بادى نيست ! و آن باد هم به دست سليمان نبود بلكه به فرمان خداوند منّان بود ! كه بامداد مسافت يك ماه راه مىپيمود و شبانگاه همچنان ! اگر سليمان خواستى بر آن مسافت به‌اندازهء يك گز ( متر ) بيفزايد نتوانستى و به اختيار وى نبودى ! زيرا تقدير الهى بود نه تدبير سليمانى ! مملكتى بدان بزرگى بر هوا مىبردى و به كشتزارى برگذشتى و يك پره كاه نجنبانيدى ! نوشته‌اند : روزى سليمان بر مركب باد ، بر پيرى برگذشت كه در زمين خود كشاورزى مىكرد ، پير چون مركب سليمان را ديد گفت : خداوند خاندان سليمان را مملكت بزرگى داده ! اين سخن را باد به گوش سليمان رسانيد ، سليمان از هوا فرود آمد و پير را گفت : من سخن تو شنيدم و آمدم تا به تو بگويم كه اين كشور به اين عظمت كه تو مىبينى به نزد خداى تعالى قدرى و محلى نيست ، يك تسبيح خداوندى كه از مؤمن راست آيد و خداوند آن را بپذيرد از تمام ملك و مملكت خاندان سليمان برتر و بهتر است ! پير گفت : خداوند همّ و غم تو را ببرد ، چنان كه از من بردى ! بساط حضرت سليمان : در خبر آمده كه ديوها براى سليمان بساطى از زر و ابريشم بافته و تختى زرّين ساخته در ميان آن بساط نهاده و گرداگرد آن چندين كرسى سيمين و زرّين نهاده ، سليمان بر تخت نشسته و عالمان و ياران برحسب مرتبت بر آن