تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
حق مىسازند - * - 6 -
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ .
آن روز كه زمين بجنبد جنبيدنى ( به دميدن اول ) - * - 7 -
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ .
و در پى آن جنبش پسينه مىآيد ( به دميدن دوّم ) - * - 8 -
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ .
دلها در آن روز لرزنده و ترسنده - * - 9 -
أَبْصارُها خاشِعَةٌ .
چشمهاشان ( از خوارى ) فروشده - * - 10 -
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ .
( كافران قريش ) مىگويند : آيا ما را با همان زندگى خواهند برد كه نخست داشتيم ؟ - * - 11 -
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً .
آيا وقتى كه ما استخوانهاى پوسيده هستيم باز زنده خواهيم شد ؟ - * - 12 -
قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ .
به آنان مىگويند : اين بازگشت با زيان‌كارى است و بايد آمد - * - 13 -
فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ .
اكنون چنين است تنها يك آواز است - * - 14 -
فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ
پس آنان را به آن آواز به هامون رستاخيز رانند - * - 15 -
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى .
( اى محمّد ) آيا قصّهء موسى به تو آمد - * - 16 -
إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً .
آنگاه كه خداى خود را در آن مكان مقدّس بنام ( طوى ) خواند - * - 17 -
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى .
( به او ندا رسيد ) كه برو بسوى فرعون كه او بسيار ( نهمار ) سركشيده - * - 18 -
فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى .
پس بگو : افتد كه پاك و منزّه شوى ؟ - * - 19 -
وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى .
و تو را به خدا راهنمائى كنم كه او را بشناسى ؟ ( و بترسى از عذاب او ) - * - 20 -
فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى .
موسى به فرعون آن نشان مهين را نمود - * - 21 -
فَكَذَّبَ وَ عَصى .
پس فرعون آن را دروغ پنداشت و سركشيد - * - 22 -
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى .
پس آنگاه برگشت و به نهيب پيش باز شد - * - 23 -
فَحَشَرَ فَنادى .
پس سپاه فراوان گرد آورد و آواز داد - * - 24 -
فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
پس گفت : منم خداوند برترين شما - * - 25 -
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى .
پس از آن خداوند او را به كيفر سخت پسين و سخنان پيشين بگرفت - * - 26 -
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى .
در اين كار پندى است مر كسى را كه از خداوند بترسد - * - 27 -
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها .
آيا شما سخت‌تريد در آفرينش يا كسى كه آسمان را ساخته است ؟ و بىستون افراشته - * - 28 -
رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها .
و آن را بلندى داد و هموار و راست كرد - * - 29 -
وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها .
و شب آن را تاريك و روز آن را روشن ساخت - * - 30 -
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها .
و پس از آن زمين را پهن باز كشيد - * - 31 -
أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها .
از زمين آب و گياه‌زار و چراگاه بيرون آورد - * - 32 -
وَ الْجِبالَ أَرْساها .
و كوه‌ها را بر زمين فروگذاشت و زمين را به آن پاى بر جاى بداشت - * - 33 -
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ .
كه آذوقه و كالا براى شما و چارپايانتان است - * - 34 -
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى .
پس چون آن روز داهيهء مهين بيفتد - * - 35 -
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى .
آن روز كه مردم آنچه در دنيا كرده‌اند به ياد آرند - * - 36 -
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى .
« 1 » آن روز كه دوزخ را براى كسى كه بيند به هامون آرند و آشكار سازند - * - 37 -
فَأَمَّا مَنْ طَغى .
پس آن كس كه سركشيد - * - 38 -
وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا .
و زندگى دنيا را برگزيد و اين را بجاى جهان ديگر پسنديد - * - 39 -
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى .
پس همانا دوزخ جاى او است - * - 40 -
وَ أَمَّا مَنْ خافَ
هامش
( 1 ) - علماى سلف متفقند كه خداوند بهشت و دوزخ را آفريده و ازلى نيستند و فانى هم نمىشوند زيرا خداوند كه آنها را آفريده براى بقا است نه براى فنا ! و براى ثواب و عقابند و اين دو هرگز فناپذير نيستند .