سوره 78 آيه 3
3 -
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ .
آيه . خلق در كار او مختلف شدند ، يكى را سعادت ازلى در رسيد و عنايت الهى او را در پذيرفت تا به دعوت او عزيز شد و به تصديق رسالت او سعيد گرديد ! يكى در وادى خذلان بماند و شقاوت ازلى دامنگير او شد و سر در چنبر دعوت محمد نياورد و رسالت او را قبول نكرد ! و شقّى هر دو سراى گشت !
حكم الهى اين است و خواست خدائى چنين ، به آنچه كه خواست و براى هركس كه خواست حكم كرد ، حكمى بىستم و قضائى بىجور ، گروهى را در ديوان سعيدان ثبت و ايشان را به عنايت ازلى پذيرفت و گروهى را در جريدهء شقيّان نام ثبت و زنّار رد بر ميان بست و زهرهء دم زدن نيست !
لطيفه : گويند روز عبد الملك مروان ( از اميران بنى اميه ) معشوقهء كسى را خواست و گفت : روى را بنماى تا ببينم فلان در تو چه ديد كه بر تو شيفته شد ! آن زن در پاسخ گفت : مردمان در تو چه ديدند كه تو را امير كردند ؟ ! عبد الملك از اين جواب دندانشكن عبرت گرفت و برآشفت .
سوره 78 آيه 4
4 -
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا .
آيه . گفتهء بعضى مفسّران آنست كه نباء عظيم خبر قيامت و خاست رستاخيز است كه مردم در آن اختلاف كردند ، بعضى در گمان و شكّ ، بعضى بر انكار و ردّ ، خداوند آنان را تهديد كرد كه آرى ، خواهند دانست و آگاه خواهند شد و بسزاى كردار و پندار خود خواهند رسيد ، همه را در عرصهء قيامت حاضر كنند و خزانه يكانيكان بگشايند و بر بندگان عرضه مىدارند ، از يكى خزانهاى بگشايند پربها و باجمال ، پرنور و ضياء ، و آن ساعتى است كه بنده در خيرات و حسنات و طاعات بوده ، بنده چون نور و حسن و بهاء آن بيند شادى و طرب بر او غالب شود . خزانهء ديگر بگشايند تاريك و بدبو و گنديده ! و پروحشت ، و آن ساعتى است كه بنده در معصيت و شرارت و عدم اطاعت بوده ، و هول و فزع و رنج و غم او را فراگيرد .
خزانهء ديگر گشايند كه تهى است ، نه در آن طاعت كه سبب شادى است و نه معصيت كه باعث اندوهست ! و آن ساعتى است كه بنده خفته يا غافل باشد ! و يا به كارهاى مباح دنيا مشغول باشد ، در آن حال بنده بدان حسرت خورد و غبن عظيم به دو راه يابد .
لطيفه : هان اى مسكين ، غافل مباش كه از تو غافل نيستند و مىدان كه خداوند شاهد راز و ناظر دل بلندپرواز تو است ، مىبيند و مىداند ، در هر حال و در هرجا كه باشى ، پس چنان كن كه شايستهء نظر او باشى كه مصطفى فرمود : خدا را طورى عبادت كن چنان كه او را مىبينى ! و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند !
سورهء - 79 - نازعات - 46 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً .
سوگند به ستارگان شتابان و همواره روان ، تا آنكه در باختر فروشوند .
- * -
2 -
وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً .
سوگند به ستارگانى كه از خاور بسوى باختر مىروند - * -
3 -
وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً .
سوگند به ستارگانى كه در فلك موج مىزنند - * -
4 -
فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً .
سوگند به ستارگانى كه در رفتن بر يكديگر پيشى مىگيرند - * -
5 -
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً .
سوگند به فرشتگانى كه كارها را به فرمان