و نه عيان و نه اخبار نباشد و تنها حقّ صاحب جلال حاضر و حقيقت حاصل باشد ، آن قيّوم پاينده كه به هيچ هست نماند و بوده و هست و خواهد بود بىتغيّر و انتقال ، موصوف به وصف جلال و جمال ، هرچه خلق است همه نابودنى و فانى و خالق به جلال عزّت خود بودنى و باقى است .
سوره 79 آيه 6
6 -
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ .
تا آخر آيهها . باش اى جوانمرد ، تا اين قبّهء اخضر گشايند و اين بساط اغبر ( خاكى ) درنوردند ، و عقد پروين ( ستاره ) تباه كنند و چهرهء ماه و خورشيد را سياه ! اى مسكين تغافل امروز تغابن فردا است ، پيرايهاى پيش تو نهادهاند و سرمايهاى در دست تو دادهاند ، پيرايه نفس تو است و سرمايه نفس تو ! نفس را در كاردار و آن را ضايع مگذار ، آن را عمارت كن و با آن تجارت كن تا فردا از اين تجارت سودها بينى !
چه نيكو گفت آن جوانمرد :
گر امروزم درين منزل تو را حالى زيان باشد « 1 » * زهى سرمايه و سودا كه فردا زين زيان بينى
ورا ز ميدان شهوانى سوى ايوان عقل آئى * چو كيوان در ميان خود را به هفتم آسمان بينى
و گر زين حضرت قدسى خرامان گردى از عزّت * ز دار الملك ربّانى جنيبتها روان بينى
عبد الملك مروان ( خليفه اموى ) از امام زاهد وقت پرسيد كه : فردا حال و روز ما در رستاخيز چه خواهد بود ؟ گفت : اگر قرآن مىخوانى جواب تو را مىدهد ! پرسيد كجاى قرآن ؟ گفت آنجا كه مىگويد :
فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى
! يعنى سزاى طغيان و سركشى دوزخ است !
أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى .
و سزاى پرهيزگار بهشت است .
لطيفه : - بدانكه در دنيا هر نفسى را آتشى است كه آن را آتش شهوت گويند و در عقبى آتشى است كه آن را آتش عقوبت گويند . هركه امروز به آتش شهوت سوخته گردد فردا ناچار به آتش عقوبت رسد ! و هركه امروز به آب رياضت و مجاهدت آتش شهوت را بنشاند ، فردا به آب رحمت و نور معرفت ، آتش عقوبت را بنشاند .
همچنين در دنيا در دل هر مؤمن ، بهشتى است كه آن را بهشت عرفان گويند ! و در عقبى بهشتى است كه آن را بهشت رضوان گويند ، هركس امروز بهشت عرفان را آراسته دارد ، فردا به بهشت رضوان رسد كه
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى .
بندهء مؤمن در آن منازل با رفعت و مساكن با وسعت ميان غرفهها بر تخت بخت تكيه زده ، تاج مرصّع به جواهر عنايت بر سر نهاده غلمان چون درّ مكنون سماطها ( پردهها ) بركشيده و ساقيان با جام رحيق و آب گوارا و شير و انگبين پيش آيند و آنان را پيش آرند و اين همان وعدهء كرامت و عين لطافت است كه خداوند فرمود : من براى بندگان صالح خود چيزهائى آماده كردم كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به خاطر كسى نگذشته است .
سورهء - 80 - عبس - 42 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
عَبَسَ وَ تَوَلَّى .
روى ترش كرد و روى برگردانيد ( محمد ص ) - * -
2 -
أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
هامش
( 1 ) - خطاب به نفس انسانى است و مراد از منزل تن آدمى است كه قرارگاه نفس است !