و نمىترسيدند ! - * -
28 -
وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً .
و سخنان ما را دروغ شمردند دروغ شمردنى ! - * -
29 -
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً .
و ما هر چيزى را ( در لوح محفوظ ) شمردهايم و نوشتنى است - * -
30 -
فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً .
( ايشان را گويند ) بچشيد ! ما جز عذاب و گرفتارى براى شما نفزائيم - * -
31 -
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً .
همانا ، پرهيزكاران را رستنگاهها است - * -
32 -
حَدائِقَ وَ أَعْناباً .
درختستانها با در و ديوار و باغهاى انگور - * -
33 -
وَ كَواعِبَ أَتْراباً .
و كنيزكان همسان و همبالا و همزاد - * -
34 -
وَ كَأْساً دِهاقاً .
و جامهاى شراب پيوسته و دمادم - * -
35 -
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً .
در آنجا سخنان نافرجام و بيهوده و دروغ نشنوند - * -
36 -
جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً .
پاداش از خداوند تو و بخششى بسنده و حسابى - * -
37 -
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً .
خداوند آسمانها و زمين و آنچه ميان هر دو است ، نام او رحمن است و از او بر هيچ سخنى و خطابى پادشاهى ندارند - * -
38 -
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً .
آنروز كه روح به پا ايستد و فرشتگان صفّ بستند و هيچ سخن نگويند ، مگر آنچه خداوند به آنها دستور دهد و آنچه گويند راست و حق باشد - * -
39 -
ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً .
اين است روز بودنى و راست ، پس هركس ( پس از آن پيغام و پند ) بخواهد ، بسوى خداى خويش راهى و بازگشتن گاهى گيرد - * -
40 -
إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً .
ما شما را از عذابى نزديك بيم داديم - * - 41 -
يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً .
آن روز هركسى فرا كردار خويش مىنگرد و كافر گويد : اى كاش من خاك گشتمى !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 78 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
نام خداوندى كه نام او دلافروز است و مهر او جهانسوز ، نام او آرايش مجلسها ، مدح او سرمايهء مفلسها ، ثناى او زينت زبانها ، هواى او قيمت دلها ، لقاى او راحت روحها ، رضاى او سرور سرّها ، آيات او دليل توحيد ، رايات او نشانهاى تفريد ، اشارات او شواهد شريعت ، و بشارات او معاهد حقيقت . توانائى كه همه كار تواند ، دانائى كه همه چيز داند ، در شناخت حاصل و دريافت حاضر ، به سلطان عظمت دور و به برهان فضل نزديك ، به بيان نيكى پيدا و از دريافت گمان نهان است .
پير طريقت گفت : الهى من به قدر ( و شأن ) تو نادانم ، سزاى تو را ناتوانم ، در بيچارگى خود سرگردانم ، و روز بروز در زيانم ، چون منى چون بود ؟ چنانم ! و از نگرستن در تاريكى به فغانم ، كه خود هستمان را بر هيچ دانم ، و چشم به روزى دارم كه تو مانى و من نمانم ، چون من كيست ؟ اگر آن روز بينم و اگر ببينم به جان فداى آنم .
سوره 78 آيه 2 - 1
1 -
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ .
آيه . اين خبر بزرگ ، كار پيغمبرى و بعثت و رسالت محمد است و پرسيدن كافران از يكدگر كه جماعت قريش چون بهم مىرسيدند مىگفتند : اين كار محمد چه چيز است ؟
بدين بزرگى بدين پايندگى ، روز بروز كار او بالاتر و آواى او بلندتر و دولت او قوىتر و استوارتر ! سراپردهء ملّت ما را برانداخت ! و گردن دين خود را برافراخت ! سرفرازان عرب مسخّر مىشوند ، و گردنكشان قبيلهها ، سر بر خط او مىنهند !