تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
21 -
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ .
آيا نبينى كه خداوند آب از آسمان فروفرستاد و آن را چشمه‌چشمه در زمين روان كرد و به آن آب كشت‌ها بيرون آورد ؟ به رنگهاى گوناگون ، پس از آن خشك شود و شما آن را زرد بينى ، پس از آن خرد كنند و ريزه‌ريزه شوند ، در همهء آنها ياد كردى ( و عبرتى ) مر زيركان و خردمندان است .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 39 آيه 9

9 -
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً .
آيه . اين صفت قومى است كه پيوسته بر درگاه حق در مقام خدمت باشند ، هنگام نماز ، نهاد ايشان بكلّى عين تعظيم گردد و از خجلت گناه همواره با سوز و حسرت باشند . پيشوايان گويند : فرمان خداى به كار بستن از دو راه است ، يكى از راه عبوديت و ديگرى از راه محبّت ، و البتّه حكم محبّت برتر از حكم عبوديت است ، زيرا محبّ پيوسته در آرزوى آن است كه محبوب را خدمتى كند ، پس خدمت در او همه اختيارى است و هيچ اكراهى در آن نه ! منّت پذيرد و هيچ منّت نهادن و گوش به مكافات داشتن ندارد ! ليكن خدمتى كه از روى عبوديت بود ، در آن هم اختيار باشد و هم اكراه ! هم ثواب جويد هم پاداش خواهد ! اين مقام عابدان است و عامّهء مؤمنان چنين‌اند ! و آن صفت عارفان است و منزلت صدّيقان ، هرگز اين دو صفت برابر نباشند ، زيرا آن به نعمت قانع شده و از راز ولى نعمت بازمانده ! و اين به حضرت رسيده و در مشاهدهء دوست بياسوده ! پير طريقت گفت : من چه مىدانستم كه پاداش بر روى دوستى تاش است ! من همىپنداشتم كه مهينه خلعت پاداش است ، كنون دريافتم كه همه يافتها دريافت دوستى ، لاش است « 1 » . 9 -
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ .
آيه . آيا عالم و جاهل باهم برابرند ؟ نه ! و بدانكه علم سه نوع است علم خبرى ، علم الهامى ، علم غيبى ، علم خبرى گوشها شنود ، علم الهامى دلها شنود ، علم غيبى جانها شنود . علم خبرى به ظاهر آيد تا زبان گويد . علم الهامى به دل آيد تا بيان گويد ، علم غيبى به جان آيد تا زمان گويد ! علم خبرى به روايت است ، علم الهامى به هدايت است ، علم غيبى به عنايت ! علم خبرى تحصيلى است ، علم الهامى بازيافتى است ، علم غيبى لدنّى است . شيخ جنيد را پرسيدند : اين علم لدنّى از كجا مىگوئى ؟ گفت : اگر از ( كجا ) بودى پرسيدى !

سوره 39 آيه 10

10 -
قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ .
آيه . اين خطاب به گروهى است كه مراد نفس خويش را عنايت حق دانسته و دلخواه خود را به موافقت حق بدادند و خشنودى خدا را به هواى نفس برگزيدند تا صفت بندگى ايشان درست گشت و خداوند رقم اضافت بر آنها كشيد كه فرمود : اى بندگان من ! بايزيد بسطامى گويد : اگر روز رستاخيز مرا گويند آرزوئى كن ، گويم آرزوى من آنست كه به دوزخ اندر آيم و اين نفس را بر آتش عرضه كنم كه در دنيا از او بسيار بپيچيدم و رنج وى كشيدم ! ! آرى ، زشتيهاى نفس بسيار است و بيهوده‌هاى آن بيشمار ! و زيانهاى او بىشمار ! با دنيا آرام گيرد ! به
هامش
( 1 ) معنى تاش : يار و دوستى و شريك - يافت وصال . مشاهده ، لاش : بىهوده ، ضايع . تباه . هيچ .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 338 | احمد بن محمد ميبدى