سوره 38 آيه 45
45 -
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ .
آيه . منظور از ياد اين سه نفر ، نشان دادن قدرت آنان و نعمتهائى كه خداوند به آن سه نفر پيغمبر داد كه صاحب علم و عمل بودند و مراد از ايدى عمل و از ابصار علم است كه خداوند به آنان عنايت فرمود .
سوره 38 آيه 46
46 -
إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ .
ما آنان را به ياد آخرت برگزيديم و خالص كرديم تا خالص شدند و ياد آن جهان كردند و آن را بستودند و مردم را به آن باز خواندند و پيوسته از آن سخن گفتند و بدان عمل كردند !
برخى مفسّرين دار را سراى اين جهان دانند كه خداوند آنها را در اين سراى فضيلت و برترى داد كه همگى معروف ( آواى ) جهان شدند و تا جهان باقى است نشان را نام نيك و آواى نيكو باشد .
سوره 38 آيه 49
49 -
هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ .
اين است قصّهء پيغمبران و سرگذشت ايشان ، آنگاه ثواب و درجات آنها و رنجها و بلاها كه در اين جهان كشيدند بيان كرد و متّقيان را بر عموم گفت ، تا دانى كه همهء مؤمنان را مىگويد نه تنها پيغمبران !
پير طريقت در مناجات گفت : اى يار مهربان ، بارم ده تا قصّهء درد خود به تو پردازم ، يك نظر در من نگر تا دو گيتى به آب اندازم .
تفسير لفظى [ آيات 67 الى 88 ]
67 -
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ .
بگو اى محمّد آن خبرى كه آوردم ( پيغام آوردم و از رستاخيز ترسانيدم ) بزرگ است .
68 -
أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ .
شما از آن روى گردانيدهايد !
69 -
ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ .
مرا دانشى و آگاهى از آن دسته از برترين فرشتگان كه با يكدگر خصومت مىكردند ، نبود ! ( اگر پيغمبر نبودم ) .
70 -
إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ .
وحى به من نمىرسد مگر آنكه من آگاهكنندهء آشكارم .
71 -
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ .
آنگاه كه خداوند به فرشتگان گفت : من مردى از گل خواهم آفريد .
72 -
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ .
چون او را راست و استوار ساختم و از جان ( روح ) خويش در او دميدم ، شما او را سجده كنيد ( به رو افتيد ! )
73 -
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ .
پس فرشتگان همگان بهم به روى افتادند ( سجده كردند ) .
74 -
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ .
مگر ابليس كه گردن كشيد و او از كافران بود .
75 -
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ .
خداوند ، به ابليس گفت : تو را چه مانع شد ؟ تا آن را كه من به دو دست خود آفريدم ، سجده نكنى ؟
گردنكشى كردى يا خود را برتر از ديگران يافتى ؟
76 -
قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ .
گفت : من از او بهترم كه مرا