جهانيان خلاف آن خواهند جز خيبت و نااميدى نصيب و بهرهء آنان نبود ! و آن را كه سياست و سطوت عزّت از بساط دين بيفكند ، اگر جهانيان ضدّ آن خواهند ، جز جهالت و نادانى صفت آنان نبود !
اى مشتى جاهلان بىحرمت ، خود را در كار اين مهتر عالم چه جلوه دهيد ؟ نمىدانيد كه بارگاه عزّ و رفعت بر درگاه او است و اين جهانيان فانى نظرگاه او و آن عالم باقى جلوهگاه اوست ؟
سوره 38 آيه 5
5 -
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً .
آيه . اين خاكساران بر انكار و جحود نبوّت قناعت نكردند تا در منزل كفر قدم برتر نهادند و در وحدانيّت الهى به طعن سخن گفتند و شگفت داشتند كه حديث وحدانيّت شنيدند ، گفتند ما را 360 بت است و كار اين يك شهر مكه را راست داشتن نتوانند ! يك خداى محمّد چگونه تواند كار همهء عالم را راست دارد ؟
سوره 38 آيه 11
11 -
جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ .
اى محمّد ، كفّار مكّه حزبىاند از احزاب ابليس و اتباع وى سپاهى هستند از سپاهيان پيشين دشمنان پيغمبران ! كه بر آنها جمع آمدند و آنان را دروغ زن گرفتند تا همهء آن دشمنان مقهور و مغلوب و هلاك شدند !
اما اينكه از بتان 360 گانه خود كارسازى نديدند چگونه از يك فرد راستكارى بينند ؟ خداوند در جواب آنان فرموده : خداى يگانه و يكتا است كه شب و روز و ماه و خورشيد آفريد ، روز يكى و همهء جهان را بس ! شب يكى و همه جهان را بس ، آفتاب يكى و همه جهان را بس ! ماه يكى و همه جهان را بس ! چه شگفت باشد اگر آفرينندهء جهان هم يكى باشد و قدرت او به همهء عالم رسيده و همه را بس ! بتهاى پراكنده بهتر و تواناترند يا خداوند قاهر قادر ؟
لطيفه : از اين عجبتر آنكه خداوند در نهاد آدمى دل آفريد و آن را سلطان تن گردانيد تا چشم آنجا نگرد كه دل خواهد ! زبان آن گويد كه دل خواهد ! پاى آنجا رود كه دل خواهد ! دست آن گيرد كه دل خواهد ! دل يكى و تأثير آن به همهء اندامها رسيده ! همچنين پادشاه آفريدگار يكى و قدرت او به همهء اهل عالم رسيده است .
تفسير لفظى [ آيات 18 الى 29 ]
18 -
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ .
ما كوهها را مسخّر و گويا با داود كرديم كه مرا با داود شبانگاه و چاشتگاه مىستايند .
19 -
وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ .
و مرغان فراهم آورده را نرمنرم كرديم كه همه خداى را فرمانبر و ستايندهاند .
20 -
وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ .
ما ملك او را استوار بهپاى داشته و او را زيرك سخنى و دانش و سخن گشادن و برگزاردن داديم .
21 -
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ .
( اى محمّد ) آيا خبر آن دو خصم به تو رسيده آن هنگام كه بر كوشك داود شدند ؟ ( دو فرشته به صورت آدمى بودند كه آمدند ) .
22 -
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ .
آنگاه كه بر داود داخل شدند ، و داود